Monday, 18 April 2011

رییس انتحاریون حزب الله به عربستان هشدار داد


رییس انتحاریون حزب الله به عربستان هشدار داد

خبرگزاری انتخاب: حسين الله‌كرم رییس شورای هماهنگی نیروهای حزب الله به عربستان سعودی هشدار داد: اگر عربستان از بحرین خارج نشد تصميم نهايي ما عمليات استشهادي است.
حسین الله کرم که مدتی است استاد دانشگاه تهران نیز شده، در تجمع ستاد دانشجويي حمايت از جنبش‌هاي اسلامي با بیان این که "ديگر نبايد ساكت نشست و منتظر بمانيم تجاوزهاي ننگين ادامه پيدا كند."، گفت: امروز زمان جهاد فرا رسيده است.
وی افزود: زمان جهاد فرا رسيده است و بايد بپا خيزيم، چرا که سعودي‌هاي متجاوز بيش از 50 نفر از خواهران مسلمان را به مكان‌هاي نامعلوم برده‌اند.
رییس شورای هماهنگی نیروهای حزب الله صريح كرد: در مورد تحولات اجتماعي منطقه چهار نوع تحليل وجود دارد؛ يكي از اين تحليل‌ها مربوط به مقام معظم رهبري مي‌باشد كه معتقدند تحولات اجتماعي منطقه ناشي از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و استقامت 32 ساله‌ نظام جمهوري اسلامي ايران است.
الله‌كرم افزود: ديدگاه ديگر مربوط به آمريكا است كه هميشه به دنبال منافع خود مي‌باشد؛ چرا كه در جايي دست ديكتاتوري مثل يمن را باز مي‌گذارد و در جاي ديگر با ليبي مخالفت مي‌كند و در جاي ديگر عيله مردم بپا مي‌خيزد كه اين ديدگاه‌هاي چندگانه نشان از آن است كه آمريكا هميشه به دنبال منافع خود حركت مي‌كند.
وی افزود: ديگر ديدگاه مربوط به جريان فتنه سبز مي‌باشد كه تحولات اجتماعي منطقه را ناشي از فتنه سبز پس از انتخابات 88 مي‌داند و دليل آن را شعار «الله اكبر» معرفي مي‌كند و ما به آنها پاسخ مي‌دهيم اگر الله اكبر از طرف شما بود و در مصر و تونس چنين تحولاتي اتفاق افتاد بايد گفت كه اين تحولات از مساجد و نماز جمعه‌ها بپا خاست. يعني اين تحولات بر اساس اسلام و اسلام‌خواهي بوده است.
وي تصريح كرد: ديدگاه ديگر مربوط به جريان انحرافي حاكم در بخشي از دولت مي‌باشد كه معتقد است مسائل منطقه و تحولات توسط آمريكا هدايت مي‌شود و در اين زمينه دو ديدگاه خاورميانه بزرگ و خاورميانه جديد را گواه قرار مي‌دهد.
الله‌كرم افزود: آن‌چه ايران اسلامي، آمريكاي جنايتكار و محققين علم سياست معتقدند اين است كه كشورهاي منطقه با ديدگاه مقاومت اسلامي برخاسته و از 32 سال مقاومت جمهوري اسلامي الگو گرفته‌اند.

ایرنا؛ زیر سوال بردن صحت خبر مخالفت خامنه ای


ایرنا؛ زیر سوال بردن صحت خبر مخالفت خامنه ای


ایرنا: برخي از خبرگزاري هاي داخلي تحت انقياد يك جريان خاص سياسي با حذف خبر استعفاي حيدر مصلحي وزير اطلاعات و قبول آن از سوي رئيس جمهور،بدون استناد به هيچ منبع مشخصي مدعي شدند كه مقام معظم رهبري با كناره گيري مصلحي مخالفت كرده اند.
اين درحالي است كه تا لحظه مخابره اين يادداشت،دفتر مقام معظم رهبري رسما در اين باره هيچ اطلاعيه اي را منتشر نكرده و حتي در سايت رسمي معظم له نيز تا ساعت ها پس از انتشار اين ادعاها،هيچ خبري دال برمخالفت رهبر فرزانه انقلاب باكناره گيري آقاي مصلحي از سمت خود در وزارت اطلاعات منتشر نشده است.
عوامل پشت پرده اين ماجرا كه مديريت فضاي رسانه اي را تحت كنترل خود دارند،به صورت فراگيري در محافل رسانه اي شايع كرده اند كه نظر مخالف مقام معظم رهبري درخصوص كناره گيري آقاي مصلحي به رئيس جمهور ابلاغ شده است و اين در حالي است كه بر اساس اطلاعات واصله به خبرنگار ما، تا ساعات پاياني يكشنبه شب،رئيس جمهور هيچ پيامي كه منعكس كننده نظر مقام معظم رهبري در اين خصوص باشد، دريافت نكرده بود.
خبرگزاري هاي فارس، مهر و ايسنا ساعتي پس از انتشار خبرهاي مربوط به قبول استعفاي مصلحي از سوي رئيس جمهوري محترم، اقدام به حذف اين خبر كردند و ساعتي بعد بدون آنكه منبع مشخصي را مستند خبر جديد خود قرار دهند،مدعي شدند كه مصلحي در پست وزارت اطلاعات باقي خواهد ماند.
هر چند ابعاد اين ماجرا هنوز روشن نيست، اما آشكارا چنين به نظر مي رسد كه سناريوي تازه اي براي وانمود سازي اختلاف نظر ميان رئيس جمهور با رهبر فرزانه انقلاب درحال شكل گيري است.
خبرگزاري جمهوري اسلامي بر پايه تعهد خود به مسير قانوني و تاكيد بر ضرورت رسميت منابع خبري و اجتناب از شبهه افكني و القائات خلاف واقع ، حاضر نشد به تبعيت از خبرگزاري هاي ياد شده،راه و روش غير قابل توجيهي را در اين زمينه پيش بگيرد و از اين رو ضمن تاكيد بر اهميت اجتناب از پاك كردن صورت مساله،آماده است تا در پيروي از رهبر فرزانه انقلاب، هرگونه نظر معظم له را كه از مجاري رسمي به ايرنا واصل شود،منعكس نمايد و اجراي آن را از هر مقام مسوولي مطالبه نمايد.
همچنين براساس شناختي كه از رهبر عزيز و مولا و مقتداي خويش داريم، بر اين باوريم كه ايشان در تعامل با مقامات و دستگاه هاي مختلف، همواره بسيار صريح و شفاف عمل مي كنند و هيچ ملاحظه اي جز دفاع از حقوق مردم و منافع ملي و حراست از ارزش هاي انقلاب اسلامي مدنظر معظم له نيست.
خبرگزاري جمهوري اسلامي ضمن تاكيد بر تبعيت محض از اوامر و دستورات رهبر معظم انقلاب، تلاش خواهد كرد تا عوامل فعال در پشت اين ماجرا را شناسايي و آنها را به مردم معرفي كند. 

باند احمدی نژاد؛ دستور خامنه ای در مورد مصلحی جعلی است


باند احمدی نژاد؛ دستور خامنه ای در مورد مصلحی جعلی است


علت عزل مصلحی، اختلاف او با احمدی‌نژاد درباره یک معاون وزیر بود
سایت فرارو: علی اکبر جوانفکر، مدیرعامل خبرگزاری دولت، با انتشار مطلبی در وبلاگ شخصی خود، خبر ابقای حیدرمصلحی، وزیر اطلاعات در منصب خود را جعلی، دروغ و خلاف واقع خواند.
پس از آنکه خبرگزاری های فارس، مهر و ایسنا و بالتبع دیگر رسانه ها، خبر پذیرش استعفای مصلحی توسط محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری را از روی خروجی خود برداشته و خبر از ابقای وی در منصب وزارت اطلاعات با حکم رهبر معظم انقلاب دادند، خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا)، روزنامه ایران، خبرگزاری برنا، شبکه ایران و دیگر رسانه های زیر نظر دولت، از درج خبر حکم ابقای وزیر، امتناع کردند.
در پی این اقدام هماهنگ رسانه های دولت، علی اکبر جوانفکر که بتازگی، مدیرعامل مؤسسه ایران نیز شده است در نخستین ساعات بامداد روز دوشنبه، با انتشار مطلبی در سایت شخصی خود، خبر ابقای وزیر اطلاعات با حکم مقام معظم رهبری را جعلی، دروغ، خلاف واقع و اقدام رسانه های منتشرکننده این حکم را وقیحانه خواند و از احمدی نژاد و مشایی با عنوان مظلوم نام برد و انتشار خبر ابقای وزیر را اقدامی در راستای القای حاکمیت دوگانه نامید.
متن کامل این مطلب بدین شرح است:
پس از استعفای وزیر اطلاعات و موافقت رئیس جمهور محترم با آن ، به نظر می رسد رسانه های دروغ پرداز و اقتدارگرا با جعل خبری منتسب به رهبر معظم انقلاب مبنی بر مخالفت ایشان با تغییر وزیر اطلاعات آن هم در ساعات پایانی شب، در حال طراحی و اجرای سناریوی جدیدی علیه دولت برای وانمود سازی عدم ولایت پذیری رئیس جمهور و همچنین قرار دادن رهبر عزیز انقلاب در مقابل خبر دروغ منتشر شده از قول ایشان هستند.
چنین به نظر می رسد که رسانه های زنجیره ای وابسته به این جریان زیاده خواه ، در تلاش هستند تا از رهگذر این دروغ پردازی هماهنگ و یکپارچه ، معظم له را در مقابل یک خبر خلاف واقع اما منتسب به ایشان قرار دهد تا به زعم آنها معظم له ، مجبور به سکوت شوند .
کاری که همین رسانه ها در سال ۱۳۸۸ و در جریان نامه خصوصی مقام معظم رهبری خطاب به رئیس جمهور در باره معاون اولی مهندس اسفندیار رحیم مشایی ، انجام دادند و البته به شدت مورد عتاب رهبر معظم انقلاب قرار گرفتند، هر چند تاحدود زیادی به اهداف خود رسیدند و رئیس جمهور و پیش از وی آقای مشایی مظلوم واقع شدند.
چند نکته مشکوک حول این ماجرا وجود دارد
۱- این خبر را ابتدا خبرگزاری فارس (در ساعت ۲۲:۰۴) و سپس ایسنا (در ساعت ۲۲:۱۴:۲۵) و مهر (در ساعت ۲۲:۱۷) روی خروجی خود قرار داده اند این در حالی است که تا ساعات اولیه بامداد روز دوشنبه هیچ خبری دال بر صحت این موضوع در سایت رسمی دفتر مقام معظم رهبری درج نشده است.

۲- درج خبر از طرف مقام معظم رهبری بدون اعلام رسمی آن از طرف سایت رسمی دفتر مقام معظم رهبری کاری بسیار زشت ،غیر اخلاقی و مشکوک است که متاسفانه رویه این خبرگزاری ها می باشد؛ امری که در ماجرای مرحوم کردان ،هنگامی که آقای حسین شریعتمداری مدیر مسوول محترم روزنامه کیهان ، به زعم خود از جانب منابع آگاه و از درون جلسه خصوصی رئیس جمهور و رهبری معظم انقلاب ، خبر از مخالفت رهبر فرزانه انقلاب با معرفی کردان به عنوان وزیر کشور داده بود و صد البته مورد تذکر دفتر مقام معظم رهبری قرار گرفت و از همه رسانه ها خواسته شد که در اخبار خود فقط به سایت رسمی دفتر استناد کنند.
۳- نکته قابل تامل در این زمینه آن است که خبرگزاری مهر دروغ خود را به مخالفت رهبر معزز انقلاب با قبول استعفای مصلحی از سوی رئیس جمهور مربوط کرده است اما دو خبرگزاری دیگر ، این نسبت دروغ را به مخالفت رهبر معظم انقلاب با استعفای آقای مصلحی مرتبط دانسته اند .
۴- خبرگزاری مهر این خبر را در ستون تازه ترین خبرها ، در خروجی خود قرار داده است اما وقتی مخاطبان روی خبر کلیک می کنند، با یک صفحه خالی مواجه می شوند !!
۵- در حالی که پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری و خبرگزاری جمهوری اسلامی خبر از استعفای وزیر و موافقت رئیس جمهور با استعفای ایشان و بر عهده گرفتن سرپرستی این وزارت خانه توسط شخص رئیس جمهور داده است، صداوسیما هم در هماهنگی کامل با این رسانه ها تا نیمه شب روز یکشنبه(۲۸/۱)در هیچ نوبت خبری به این مسئله اشاره نکرده است.
۶- برای آگاهان سیاسی واضح است که تغییر وزیر در وزارتخانه استراتژیک و مهمی چون وزارت اطلاعات ، بدون هماهنگی رئیس جمهور و رهبری عزیز انقلاب، امکان ندارد و اینگونه خبرسازی ها که رئیس جمهور تصمیمی را بگیرد وکمتر ازدو ساعت بعد رهبری معظم انقلاب آن را رد کند هیچ منطق عقلانی ندارد و علاوه بر تضعیف رئیس جمهمور ،تضعیف شخص رهبری عزیز انقلاب و جایگاه ولایت فقیه نیز می باشد.
۷- نکته وقحیانه در این ارتباط به موضع گیری سایت وابسته به طیف اصولگرایان با مسوولیت آقای زاکانی مربوط می شود که در حدود ۱۵ دقیقه نیمه شب دوشنبه ۲۹ فروردین سایت جهان نیوز خبر از حکم حکومتی! رهبرمعظم انقلاب به ماندن مصلحی در مقام وزارت داده است. بدون آنکه سایت رسمی دفتر ایشان به این موضوع اشاره کرده باشد!
۸- حدس و گمان صائب این وبلاگ آن است که مخالفت با احمدی نژاد به قیمت القای حاکمیت دوگانه ، توطئه جدیدی علیه دولت اوست که ساعاتی از آغاز آن س‍پری شده است .

علت عزل مصلحی، اختلاف او با احمدی‌نژاد درباره یک معاون وزیر بود

سایت تحول سبز: پارلمان نیوز، سایت رسمی فراکسیون اقلیت مجلس، علت برکناری ناگهانی حیدر مصلحی را که به واکنش رهبری منجر شد، تصمیم او برای عزل یکی از معاونانش دانست که با مخالفت احمدی نژاد روبه‌رو و در نهایت به عزل مصلحی منتهی شده است؛ عزلی که تنها چند ساعت دوام آورد و با مخالفت آیت‌الله خامنه‌ای منتفی شد.
در پی عزل عبداللهیان معاون حقوقی و امور مجلس وزارت اطلاعات از سوی حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات، احمدی نژاد با این تصمیم وزیر مخالفت کرد و تاکید نمود تا معون برکنار شده ابقا گردد.
بر پایه این گزارش، پافشاری حجت الاسلام مصلحی بر عزل معاون خویش در نهایت منجر به عزل خود او شد. به دنبال این موضوع با ورود مقام معظم رهبری، وزیر اطلاعات که از سوی احمدی نژاد حکم مشاور دریافت کرده بود، به پست خود بازگشت، اما هنوز معلوم نیست که آیا معاون برکنار شده و مورد حمایت اسفندیار رحیم مشایی نیز در سمت خود ابقا شده است یا خیر؟
بسیاری از تحلیل گران سیاسی این اتفاق را بی ارتباط با انتخابات دوره نهم مجلس نمی دانند. نهمین دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی اسفند ماه سالجاری برگزار خواهد شد.

پاسداران: نگرانی از بهره برداری های سیاسی از نهادهای امنیتی


پاسداران: نگرانی از بهره برداری های سیاسی از نهادهای امنیتی

روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران از بهره‌ برداری سیاسی باند احمدی ‌نژاد از اسناد طبقه ‌بندی شده رژیم علیه منتقدان خود اظهار نگرانی کرد.
سایت جوان آنلاین: افزایش نگرانی از بهره برداری های سیاسی از نهادهای امنیتی / یک جریان انحرافی تلاش دارد با بهره برداری خاص و خروج برخی اسناد مقاصد خود را تامین و از عنصر اطلاعات به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف خود سود جوید.

یکی از آسیب هایی که بی شک سیستم های اطلاعاتی و امنیتی کشور را با تهدید مواجه می سازد،حرکت در راستای اهداف جناحی و جریان سیاسی خاص است. موضوعی که همواره مورد تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بوده و دیدار اخیرشان از نمایشگاه دستاوردهای این وزارتخانه بر آن تاکید داشتند.

بهره برداری سیاسی از اسناد و اطلاعات و تلاش برای خصوصی سازی آنان مساله ای بوده که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی همواره با آن روبرو بوده اند.این مساله پیش از این در دوران دوم خرداد نیز خود را به نمایش گذاشته بود وجریانهای سیاسی درصدد نفوذ به دستگاه های امنیتی جهت تامین مقاصد خود بودند.
گویا این موضوع در این ایام نیز مورد توجه یک جریان انحرافی است که تلاش دارد با بهره برداری خاص و خروج برخی اسناد و مدارک ویژه مقاصد خود را تامین و از عنصر اطلاعات به عنوان اهرمی برای ترغیب وتهدید برخی از جریان ها و چهره های سیاسی و پیشبرد اهداف سود بجوید.
بی گمان این مساله و پی گیری آن خواه از سوی هر فرد و جریانی باشد مورد پذیرش مدیریت و بدنه نهادهای امنیتی نبوده و آنان تامین منافع ملی را به بازی های جریانی تنزل نمی دهند مساله ای که بی شک در این ایام نیز با این مقاومت ها روبرو هستیم.

تلاش مذبوحانه رژیم برای بقای بیشتر را در هم شکنید

تلاش مذبوحانه رژیم برای بقای بیشتر را در هم شکنید 
جمهوری اسلامی زیر فشارها و اعتراضات فزاینده مردم روزبروز به فروپاشی خود نزدیکتر می شود ، از مدتها پیش در ایران ورق برگشته و ناقوس مرگ جمهوری اسلامی به صدا در آمده است و بحران حکومتی ناشی از اختلافات در سیطره قدرت سیاسی و اقتصادی سراپای این رژیم را فرا گرفته است و در این برهه ای است که حکومت اسلامی برای رهایی از این بحران به هر عملی دست می زند، از برپایی و افزایش چوبه های دار در ملا عام گرفته تا براه انداختن بساط وحشیانه سنگسار و تخت شلاق در خیابانها و دستگیری دختران و پسران جوان در جشن های خصوصی.رژیم با این حرکات می خواهد به خیال خود ضربه شستی را به مردم نشان داده و آنها را بترسانند تا قیام و خیزش ملت را بر علیه رژیم در کنترل درآورند ، مردمی که نه تنها ولایت فقیه یا دست نشاندگی احمدی نژاد، بلکه کلیت آن را نشانه گرفته اند و به کمتر از محو جمهوری اسلامی رضایت نخواهند داد .درهمین راستاست که موج دستگیری فعالین سیاسی و مدنی آغاز و با بر چسب قاچاقچی مواد مخدر یا دزد و شرور به چوبه های دار سپرده می شوند و همه این اعمال ضد انسانی از حکومتی ناشی میشود که اسلام را بنای حکومت داری خود قرار داده است، لذا در این برهه باید هوشیاری بیشتری بر فضای جامعه حاکم بوده وقیام مردم در مسیر درست خود و با توجه به خواسته های واقعی مردم بر مبنای آزادی و برابری در جامعه تلاش مذبوحانه رژیم را در هم شکسته و اجازه ندهد تا این رژیم ضد مردمی در آخرین دوره حیاتش قربانی بیشتری بگیرد.موقعیت این نظام قاصب و جنایتکار بحرانی است اما با این حال در آخرین روزهای حیاتش هم می کشد،سنگسار می کنند ، شلاق می زند و یا با فرستادن لباس شخصی ها به جان مردم آنها را از پای در می آورند ، چرا که این اعمال بخشی از موجودیت این رژیم است .اما این سیاستهای رژیم کثیف اسلامی باید با قاطعانه ترین اشکال از طرف مردم ایران پاسخ بگیرد، باید چوبه های دار را بر سرشان خراب کرد .باید شعارها و مطالبات مربوط به توقف فوری اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی نابودی جمهوری اسلامی و مرگ بر دیکتاتور را به شعار اصلی اعتراضات و اجتماعات تبدیل کرد .باید این رژیم را در جامعه بین المللی رسوا کرد.به امید روزی که مذهب و دین اسلام سایه اش را از سر مردم ایران بردارد و مردم ایران در صلح و صفا و امنیت زندگی نمایند

.سازمان همبستگی ملی جو انان ایران-انگلستان شا خه زنان سو ئد دبیر سازمان شا خه سوئد حمیده لیا قی

Saturday, 16 April 2011

اعدام سه نفر در شیراز :حکومت قرون وسطایی اسلامی باردیگر برای ایجاد وحشت و “زهر چشم گرفتن” دست به اعدام در ملا عام زد



 اعدام سه نفر در شیراز :حکومت قرون وسطایی اسلامی باردیگر برای ایجاد وحشت و “زهر چشم گرفتن” دست به اعدام در ملا عام زد

Thursday, 7 April 2011

خودسوزی یک پناهجوی ایرانی در هلند


video


یک پناهجوی ایرانی در هلند خود را به آتش کشید و جان داد.
روز پنجشنبه، ۱۸ فروردین (۷ آوریل)، پلیس شهر آمستردام در هلند اعلام کرد که یک شهروند ایرانی که روز گذشته خود را در محلی در مرکز این شهر به آتش کشیده بود در اثر شدت سوختگی جان خود را از دست داده است.

تقاضای این مرد سی و شش ساله، که نام او فاش نشده است، برای دریافت اجازه اقامت در هلند از سوی مقامات این کشور رد شده و قرار بود از این کشور اخراج و احتمالا به ایران بازگردانده شود.

Friday, 1 April 2011

مرگ تدریجی در سالهای حبس؛ عدم رسیدگی جان یک زندانی دیگر را گرفت


مرگ تدریجی در سالهای حبس؛ عدم رسیدگی جان یک زندانی دیگر را گرفت
مرگ تدریجی در سالهای حبس؛ عدم رسیدگی جان یک زندانی دیگر را گرفت
 جرس: طبق قانون، مسوليت سلامت جسمی زندانی به عهده مقامات نگه دارنده او است؛ اما در کشوری که مقامات‌اش قوانین را یکی پس از دیگری می‌شکنند و با بی‌اعتنایی از مرز قانون عبور می‌کنند، این جمله نیز معنایش را از دست می‌دهد و آن‌قدر بی‌معنا می‌شود که می‌توانی در زندان‌های این کشور گروه‌گروه زندانیانی را ببینی که با بیماری‌های کوچک و بزرگ دست و پنجه نرم می‌کنند اما اجازه مرخصی و درمان پزشکی، حتی در داخل زندان، به آنان داده نمی‌شود و کار تا آنجا پیش می‌رود که یک زندانی سیاسی، با وجود سه ماه بیماری مداوم، تنها و تنها به دلیل بی‌توجهی مسئولان زندان از دنیا می‌رود.

در جمهوری اسلامی گویا، قوانین و مصوبات هم به کمک هیچ زندانی سیاسی نمی‌آید. دگمه‌چی هم مستثنی نبود؛ چرا که او طبق ماده ۲۲۹ فصل سوم آئین نامه سازمان زندان‌ها مستحق دریافت مرخصی بود، اما کسی نبود که به قانون عمل کند.
مطابق این ماده، "چنانچه حسب تشخیص پزشک قانونی محکوم دارای بیماری صعب‌العلاج باشد یا امکان معالجه وی در موسسه یا زندان وجود نداشته یا ادامه حبس موجب شدت بیماری یا تاخیر در بهبودیش باشد یا قادر به تحمل حبس نباشد به پیشنهاد رییس موسسه یا زندان، شورای طبقه‌بندی موظف است به مدت یک ماه به او مرخصی اعطا کند که در صورت نیاز قابل تمدید است." دگمه‌چی سرطان پانکراس داشت، اما به مرخصی نیامد و آن‌قدر دیر برای درمان اعزام شد که بیماری امانش نداد.

بازاری سرشناس قربانی اهمال مسئولان

محسن دگمه‌چی، یکی از بازاریان سرشناس تهران که از ۱۵ شهریور ماه سال ۸۸ در بازداشت به سر می‌برد، شب گذشته به دليل عدم رسيدگی پزشكي و وخامت حالش در بيمارستان جان باخت.

دگمه‌چی که نزدیک به ۵۰ سال سن داشت و از اهالی آذربایجان بود، در محل کار خود در بازار بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او که از زندانیان  سیاسی دهه ۶۰ به شمار می‌رفت، پیشتراز هفت سال از عمر خود را در زندان گذرانده بود.

این بازاری زندانی به اتهام کمک مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی و حضور فرزندش در قرارگاه اشرفِ عراق توسط قاضی صلواتی مورد محاکمه قرار گرفت و به ۱۰ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شد. دگمه‌چی در بند ۴، سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به سر می‌برد.

دگمه‌چی از ماه‌ها پیش دچار وضعیت وخیم جسمانی شد اما از سوی مسئولان زندان و بهداری، متهم شد که  "شما تمارض می كنید و مشكلی ندارید" و مقامات زندان از پی‌گیری و توجه به وضعیت وی و انتقال به بیمارستان خودداری کردند، تا اینکه بر اثر بالا گرفتن دردهای وی و حاد شدنِ وضعیت، با انتقال دیرهنگامِ وی به بیمارستان، پزشکان اعلام کردند وی دچار سرطان بسیار پیشرفته پانکراس شده و از معالجه وی قطع امید شد.

روز یکشنبه ۱۵ اسفندماه، پس از مجموعه اعتراضات زندانیان سیاسی حاضر در بند و فشار افکار عمومی همچنین وضعیت رو به وخامت محسن دگمه‌چی، پزشک متخصصی وی را در درمانگاه زندان رجایی شهر معاینه کرد و فارغ از نبود امکانات مناسب پزشکی در آن مکان، نظر خود را پیشرفت زیاد بیماری سرطان وی و قطع امید از درمان وی اعلام کرد، این پزشک به دگمه‌چی گفت بیش از "یک تا سه" ماه دیگر زنده نخواهد بود.

محسن دگمه‌چی بنا بر تشخیص پزشکان باید در بیمارستانی خارج از زندان تحت شیمی درمانی قرار می‌گرفت و عدم رسیدگی به موقع، موجب پیشرفت بیماری سرطان وی شد.

طبق خبرها، پس از انتقال این زندانی به بیمارستان، با مراجعات مکرر خانواده وی، به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران  برای گرفتن مجوز جهت پرستاری و نگهداری از او، تنها به همسرش اجازه 10 دقیقه ملاقات داده شد و دیگر اعضای خانواده او از دیدار با وی محروم بودند.

بازی با جان زندانیان

مرگ زندانیان به دلیل عدم رسیدگی به موقع پزشکی، پیشتر نیز اتفاق افتاده بود. از این میان می‌توان به منوچهر محمدی از زندانیان واقعه کوی دانشگاه اشاره کرد که ۸ مرداد ۱۳۸۵ پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین درگذشت و به شهادت زندانیان دیگر و هم‌بندان‌اش وی چند روز پیش از فوت مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته بود و پس از آن نیز مراقب‌های لازم جهت بهبود اوضاع جسمی او از سوی مسئولان زندان صورت نگرفت.

امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویسی که به اتهام "توهین به رهبری و آیت‌الله خمینی" به تحمل دو سال حبس محکوم شده بود، نیز ۲۸ اسفند ماه ۱۳۸۷ پس از وخامت جسمی، به بهداری زندان اوین منتقل شد که به گفته فعالان حقوق بشر به علت "فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی" جان خود را از دست داد.
امیرحسین حشمت ساران دبیر کل جبهه اتحاد ملی ایران از دیگر زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت بر اثر بی‌توجهی‌ و عدم مراقبت پزشکی در زمان بازداشت اسفند ماه ۱۳۸۷ پس از ۴۸ ساعت اغما جان باخت.

همچنین از زندان‌های گوهردشت و رجایی‌شهر و اوین و دیگر زندان‌ها، موارد متعددی مبنی بر مرگ زندانیان بر اثر عدم رسیدگی به موقع پزشکی گزارش شده است.

اکنون نیز زندانیان سیاسی بسیاری با شرایط جسمی نامناسب و اوضاع وخیم جسمانی در زندان به سر می‌برند و مسئولان زندان از مداوای آنان و یا ارائه‌ی مرخصی به آن‌ها سر باز می‌زنند؛ هاشم خواستار عضو انجمن صنفی معلمان که برای درمان چند روزی با دستبد و و پابند به بیمارستان منتقل و پس از عمل جراحی مجددا به زندان بازگردانده شد.

منصور اسانلو فعال کارگری نیز که پنج سال است در زندان به سر می‌برد، بیماری حاد قلبی دارد و باید به سرعت تحت عمل جراحی قرار گیرد، اما هر بار با درخواست مرخصی وی مخالفت می‌شود و این زندانی در شرایطی که به شدت بیمار است در زندان به سر می‌برد.

عدم رسیدگی به بیماری زندانیان تا آنجا پیش‌ رفته است که چندی پیش برای رسیدگی پزشکی حسین رونقی ملکی دانشجوی زندانی و فعال اینترنتی که به بیماری شدید کلیوی دچار شده بود، شرط اعتراف تلویزیونی گذاشته بودند.

عمادالدین باقی، فرید طاهری، عیسی ‌سحرخیز، مهدی محمودیان، مسعود باستانی، مجید دری، ضیا نبوی و بسیاری از زندانیان دیگر با بیماری‌های کوچک و بزرگ دست به گریبان‌اند که نه تنها عدم مداوای کامل بیماری‌ها را به مرضی مزمن بدل می‌کند، بلکه بهداشتی نامناسب و عدم امکانات زندان عاملی برای بروز بیماری‌ در بین زندانیان می‌شود و به این ترتیب خط هشدار سلامت زندانیان روز به روز پررنگ‌تر می‌شود.

دادستان گفت قرار نيست همه‌ي زندانيان با اعدام بميرند!

سعيد پورحيدر هم سلولي محسن دگمه‌چي بوده؛ زنداني‌اي كه بر اثر بيماري و نبود امكانات پزشكي در زندان، درگذشت.او از آخرين روزهاي آقاي دگمه‌چي مي‌گويد و از رفتار پزشكان و پرسنل بهداري اوين با اين زنداني در روزهاي آخر زندگيش.

«تق.تق .تق. سعيد پاشو يه لقمه نون و پنير درست كن! مردم از گشنگي …. دوازده شب به بعد وقتي تو اتاق همه ميخوابيدن عمو محسن دگمه چي كه تخت پاييني من بود مي‌زد زير تختم ، يه لقمه نون و پنير با خرما براش درست ميكردم . مي‌نشستيم تو راهروي بند رو نيمكت و از درد ناله مي‌كرد . از اواسط آبان بود كه دردش شروع شد» .

سعيد پورحيدر خاطراتش از محسن دگمه‌چي را اينگونه آغاز مي‌كند. او ۵۲ روز  با آقاي دگمه‌چي هم سلول بوده است.

سعيد پورحيدر، روزنامه‌نگار، سابقه دوبار بازداشت پس از انتخابات دارد. بار اول ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ دستگير شد و يك ماه را در سلول انفرادي بند ۲۴۰ اوين گذراند.

وي براي دومين بار در ۱۸ مهر ۱۳۸۹پس از دوبار احضار به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات، بازداشت شد. اين بار پرونده جديدي براي او گشوده شد با اتهام توهين به رئيس‌جمهور و اهانت به مقدسات. اين بار او هم‌سلولي جعفر كاظمي زنداني اعدام‌شده و محسن دگمه‌چي بوده است.

آقاي پورحيدر در  تاريخ ۹ آذر ۸۹ با قيد وثيقه از زندان آزاد شد. وي در پرونده‌ي اول خود به اتهام اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن نظم عمومي، تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت كشور به ۵ سال حبس و ۱۰ سال محروميت از كار روزنامه‌نگاري محكوم شده است.

پرونده‌ي دوم وي همچنان گشوده است.

آقاي پورحيدر، شما چه مدت با آقاي دگمه‏چي هم‏سلول يا هم‏بند بوديد؟
سعيد پورحيدر: من سال گذشته كه براي بار دوم بازداشت شدم، مدت ۵۲ روز توي بند ۳۵۰ با مرحوم محسن دگمه‏چي هم‏اتاق بوديم و در اصل، ايشان در تخت طبقه‏ي پاييني من بودند.

شما در وبلاگ‏تان و همين‏طور صفحه‏ي فيس‏بوك‏تان مطالبي را منتشر كرده‏ايد كه نشان مي‏دهد در همين مدت كمي كه با آقاي دگمه‏چي هم‏سلول بوده‏ايد، رابطه‏ي عميق و دوستانه‏اي با ايشان داشته‏ايد. ايشان را چگونه آدمي ديديد؟

پيش از پاسخ به سئوال شما، توضيحي در مورد روابط دوستي در زندان بدهم. روابط دوستانه در زندان هرچند ممكن است مدت آن كوتاه باشد، اما روابط بسيار عميق و دوستانه‏اي است كه با دوستي‏هاي خارج از محيط زندان بسيار متفاوت است.
مرحوم محسن دگمه‏چي انسان بسيار بسيار نازنين و باشرفي بودند. توي زندان هركسي بر اساس تخصص و مبناي كاري كه دارد، به دوستان كمك مي‏كند. ايشان به خاطر اين‏كه از بازاريان معروف تهران بودند، در فروشگاه بند مشغول كار بودند و به دوستان خيلي كمك مي‏كردند. ايشان كمك حال خيلي از بچه‏هايي كه مخصوصاً تازه وارد زندان مي‏شدند، يا از بندهاي ديگر به بند ۳۵۰ منتقل مي‏شدند بودند و به دوستاني كه احياناً مشكل مالي داشتند يا هنوز روز پولي به حساب‏شان واريز نشده بود، كمك مي‏كردند. يعني همان كاري را كه خارج از زندان انجام داده بود، در داخل زندان براي خود زندانيان انجام مي‏داد. خيلي انسان دوست‏داشتني‏اي بود و محبوب همه‏ي هم‏بندان‏اش در داخل زندان بود.


همه جا اتهام آقاي دگمه‏چي كمك مالي به خانواده‏‏هاي زندانيان سياسي اعلام شده است. آيا اطلاع داريد كه عنوان اتهامي ايشان دقيقاً چه بود؟ چون كمك به خانواده‏هاي زندانيان سياسي از نظر قانوني، جزو موارد مجرمانه به حساب نمي‏آيد.
 
تا جايي كه من مي‏دانم، اتهام اصلي ايشان هواداري از سازمان مجاهدين خلق بود. البته در دادگاه، خود مقامات دادستاني و وزارت اطلاعات علاقه داشتند اين موضوع را بيشتر برجسته كنند كه اتهام ايشان كمك مالي به خانواده‏ي زندانيان سياسي است. در صورتي كه چنين عنوان اتهامي‏‏اي را ما در قانون نداريم. خود دادستان هم در مصاحبه‏اي كه انجام داده بود، گفته بود چنين كاري اصلاً جرم نيست. منتها مي‏خواستند از اين طريق، پيغامي به كساني كه در بيرون به خانواده‏هاي زندانيان سياسي كمك مي‏كنند برسانند كه اگر بخواهيد به اين خانواده‏ها كمك كنيد، ما به راحتي مي‏توانيم شما را محاكمه و محكوم كنيم.


اما اتهام اصلي آقاي دگمه‏چي هواداري از سازمان مجاهدين خلق بود. ايشان به‏خاطر حضور دخترشان در قرارگاه اشرف، سفري به اين قرارگاه داشتند كه همين را مبناي اتهام قرار داده بودند.

در كل، زندانيان سازمان مجاهدين خلق، در داخل زندان از وضعيت مناسبي برخوردار نبودند. يعني نسبت به بقيه‏ي زندانيان، هيچ توجهي به آنان نمي‏شد.

آقاي پورحيدر، شما در مطلب‏تان اشاره كرده‏ايد كه با وجودي كه وضعيت جسماني آقاي دگمه‏چي بد بود، ايشان را به زندان رجايي‏شهر منتقل كردند و نوشته‏ايد كه شما مي‏دانستيد در آن‏جا حتي از آرام‏بخش‏هايي هم كه در بهداري اوين به ايشان تزريق مي‏كردند، خبري نبود. وضعيت جسمي ايشان در هنگام انتقال به رجايي شهر، دقيقاً چطور بود؟

البته آن موقع كه من با آقاي دگمه‏چي هم‏بند شدم، وخامت وضعيت جسماني ايشان هنوز شروع نشده بود. اواسط آبان‏ماه بود كه حال ايشان به‏تدريج هرروز بدتر مي‏شد و مسئولين و بهداري زندان هيچ توجهي به وضعيت ايشان نمي‏كردند. پزشك اصلاً ايشان را معاينه نمي‏كرد و هرروز كه مي‏گذشت، وضعيت ايشان حادتر مي‏شد. از همان اواسط آبان‏ماه كه دردهاي ايشان شروع شد، از همان ابتدا دردهاي خيلي شديدي داشتند، شب‏ها اصلاً نمي‏توانستند بخوابند، هيچ چيزي نمي‏توانستند بخورند، به شدت لاغر شده بودند، رنگ‏شان زرد شده بود و خيلي سخت قادر به راه رفتن بودند. ايشان نمي‏توانست حتي توي تخت خود بنشيند، چه برسد به اين‏كه بخواهد بخوابد.

وقتي شبها حال ايشان خيلي بد مي‏شد، از افسر نگهبان زندان درخواست مي‏كرديم كه ايشان را به بهداري منتقل كنند. چندباري او را بهداري بردند و در آن‏جا نه در جهت درمان، بلكه در اين حد كه شب‏ها بتواند بخوابد، به ايشان آرام‏بخش تزريق مي‏كردند كه هيچ تأثيري روي وضعيت‏شان نداشت. اما متأسفانه با همان وضعيت، حكم تبعيد ايشان به زندان رجايي شهر را اجرا كردند كه در آن‏جا ديگر از امكانات بهداشتي و ديگر امكاناتي كه در زندان اوين به نسبت بهتر است، خبري نبود و همين وضعيت ايشان را خيلي حادتر كرد.

خودشان مي‏دانستند كه مبتلا به سرطان بدخيم هستند و ممكن است مدت زيادي زنده نمانند؟

تا زماني كه در زندان اوين بودند، خبر نداشتند. در اواخري كه توي اوين بودند، زماني كه ديگر حال‏شان خيلي وخيم شد و مجبور شدند او را به بيمارستان منتقل كنند و يكي‏ دوتا عمل جراحي انجام بدهند، پزشكان بعد از چند آزمايش به ايشان گفتند كه سرطان دارند. يعني اين اواخر خودشان مي‏دانستند.

آقاي دگمه‏چي اولين زنداني‏اي نبوده كه در اثر بيماري در زندان فوت شده است. قبلاً هم زندانيان ديگري را داشته‏ايم كه با همين وضعيت روبرو بوده‏اند. آخرين آن‏ها، آقاي اكبر محمدي، آقاي ميرصيافي و آقاي حشمت‏ساران بودند. الان هم زندانياني هستند كه وضعيت جسمي مناسبي ندارند. از جمله آقاي حسين رونقي، خانم فرح واضحان، آقاي منصور اسانلو و همين‏طور آقاي حامد روحي‏نژاد كه بيماري ام‏اس دارند. وضعيت داخل زندان براي كساني كه بيماري‏هاي خاصي مانند ام‏اس، ناراحتي قلبي، ناراحتي‏هاي كليوي و… دارند، چگونه است؟ فكر مي‏كنيد اين‏گونه بيماران مي‏توانند شرايط زندان را واقعاً تحمل كنند؟

من چون در اوين زنداني بوده‏ام، مي‏توانم فقط در رابطه با زندان اوين صحبت كنم. البته دوستاني كه نام برديد، از افرادي هستند كه بيشتر شناخته شده هستند. اما دوستان ديگري هم هستند كه اسم‏شان كم‏تر در جايي گفته شده، مانند آقاي سعيد متين‏پور، ابوالفضل عابديني و خيلي دوستان ديگري كه از ناراحتي قلبي، مشكل درد كمر و يا بيماري‏هاي ديگري رنج مي‏بردند.

خود اتاق‏هاي بند ۳۵۰ اوين هيچ مشكلي نداشت براي اين‏كه اين‏گونه دوستان بتوانند آن‏جا بمانند. اما موضوع اصلي‏اي كه بيماري آن‏ها را تشديد مي‏كند و باعث مي‏شود كه از بيماري‏شان رنج ببرد، عدم رسيدگي مسئولين زندان و عدم رسيدگي بهداري زندان اوين نسبت به بيماران زنداني است.

موارد زيادي را مي‏توانم نام ببرم؛ حتي خودم  و يا دوستي به نام غلامحسين عرشي كه نامه‏اي در اين زمينه منتشر كرد. وقتي ما به بهداري مراجعه مي‏كرديم، در بهداري نه تنها رسيدگي نمي‏كردند، بلكه در بعضي موارد حتي پزشكان و كادر بهداري زن اوين، متأسفانه بچه‏هايي كه از بند ۳۵۰ يا بندهاي ديگر مراجعه مي‏كردند را مورد ضرب و شتم قرار مي‏دادند. اما نه تنها به اعتراض زندانيان در اين زمينه رسيدگي نمي‏شد كه حتي وضعيت پزشكي‏شان براي دادستان و مقامات امنيتي هيچ اهميتي نداشت و اين باعث مي‏شد كه بيماري اين دوستان خيلي سريع تشديد بشود. مسئولان بهداري كه جاي خود، آن‏ها هيچ توجهي به اين دوستان نمي‏كردند، اما مسئولان دادستاني، مسئولان وزارت اطلاعات و نهادهاي امنيتي هم كم‏ترين توجه را به زندانيان بيمار داشتند.

من موضوعي را مي‏خواهم مطرح كنم كه به نظرم خيلي مهم است؛ آن‏هم اظهارنظر دادستان در مورد وضعيت محسن دگمه‏چي است.  دادستان تهران يا يكي دوتا از معاونين ايشان، روزهاي يكشنبه و چهارشنبه‏ي هرهفته با زندانيان سياسي زندان اوين ملاقات‏هاي حضوري داشتند. معمولاً كساني كه به اين ملاقات‏ها مي‏رفتند، پيغام‏هاي ديگر زندانيان و يا اگر كسي نامه‏اي داشت را به آن‏ها منتقل مي‏كردند.

تقريباً دو هفته پيش از آزادي، من يكي از كساني بودم كه بايد با دادستان ملاقات مي‏كردم. در اين ملاقات بعد از اين‏كه صحبت‏هاي خودم تمام شد، در مورد وضعيت آقاي دگمه‏چي توضيح دادم و به آقاي دادستان گفتم كه ايشان وضعيت مناسبي ندارند و نياز به اين دارند كه حتماً تحت نظر پزشك و تحت معالجه باشند. خيلي درد مي‏كشند و بايد هرچه سريع‏تر به وضعيت ايشان رسيدگي شود. يا به ايشان مرخصي بدهيد، يا به بيمارستان اعزام كنيد. آقاي دادستان در پاسخ من گفتند: «اين موضوع هيچ ارتباطي به شما ندارد، شما به فكر پرونده‏ي خودت باشد» و مهم‏تر از همه اين جمله‏‏ي ايشان بود كه به نظر من خيلي قابل تأمل است. ايشان گفتند: «قرار نيست كه همه‏ي اين‏ها با اعدام بميرند و با اعدام كشته شوند». اين يعني اين‏كه ما خودمان مي‏دانيم وضعيت آقاي دگمه‏چي چيست و رها كرده‏ايم كه اين‏طور جان خود را از دست بدهد.

براي اين‏كه از هزينه‏هاي تبليغاتي و ديگر هزينه‏هاي اعدام خلاصي پيدا كنند، بعضي از دوستان را اين‏جوري زجركش مي‏كنند و باعث مرگ آنان مي‏شوند. متأسفانه اگر اين روند ادامه داشته باشد، در آينده اخبار ناگوارتري –اميدوارم نشنويم- اما خواهيم شنيد.

در مورد وضعيت بهداري اوين چطور؟ در نوشته‏تان اشاره كرده‏ايد كه وقتي آقاي دگمه‏چي را به بهداري مي‏بردند، پزشك بهداري اوين مي‏گفته است كه او دارد تمارض مي‏كند. آيا پزشكان بهداري اوين، واقعاً چنين برخوردي با بيماري زندانيان دارند؟


صرفاً با زندانيان سياسي زندان اوين برخورد بسيار نامناسبي دارند. حال زندانيان مالي يا زندانياني كه از بندهاي ديگري مي‏رفتند، وقتي به بهداري مي‏رفتند، هيچ مشكلي نداشتند. آن‏ها را بستري مي‏كردند، حتي براي آزمايش‏ها و عمل جراحي، به بيرون از زندان منتقل مي‏كردند. اما بر اساس دستور و يا سفارش و يا به هر دليل ديگري كه بود، وقتي زندانيان سياسي‏ به بهداري منتقل مي‏شدند، پزشكان زندان در اكثريت قريب به‏اتفاق موارد، حتي به خودشان زحمت يك معاينه‏ي ساده را نمي‏دادند و فقط مي‏گفتند كه زندانيان سياسي چون مي‏خواهند مرخصي بگيرند، چون مي‏خواهند جوسازي كنند، چون مي‏خواهند مقامات را تحت فشار بگذارند، دارند تمارض مي‏كنند. در صورتي‏كه واقعاً اين‏طور نبود.

آقاي پورحيدر، در بخش ديگري از نوشته‏‏ي شما و همين‏طور در سايت‏هاي ديگر عنوان شده كه آقاي دگمه‏چي در اين اواخر تحت فشارهاي روحي خيلي زيادي بوده‏اند. به‏خصوص اشاره شده به آخرين ملاقاتي كه با خانواده‏شان داشتند و برخورد بدي كه گويا مأموران زندان در اين ملاقات، با خانواده‏ي ايشان داشته‏اند. شما از جزييات اين مسئله خبر داريد و مي‏توانيد براي ما توضيح بدهيد؟


در زمينه‏ي فشارهاي رواني به زندانيان سياسي، آقاي دگمه‏چي مستثني از بقيه‏ي زندانيان نبودند. اما چون وضعيت جسماني ايشان خيلي وخيم بود، نياز بود كه حداقل اگر از نظر پزشكي به وضعيت جسمي ايشان رسيدگي نمي‏كنند، از نظر روحي بتوانند به ايشان مقداري كمك كنند كه متأسفانه اين‏طور نبود.

من از خانواده‏ي ايشان شنيدم كه در يكي دو ملاقات‏هايي كه داشته‏اند، در ملاقات‏هايي در حد پنج دقيقه، آن‏هم در بيمارستان و در حالي كه همسرشان روي تخت بيمارستان است، يكي دوتا از مأموران امنيتي بالاي سر خانواده ايستاده و اجازه‏ نمي‏داده‏اند زياد با هم صحبت كنند، اجازه نداده‏اند بعد از مدت‏ها دوري از هم، به راحتي با هم صحبت كنند. بعد از يك سال دوري، در اولين ملاقات حضوري، ‏آن‏هم روي تخت بيمارستان و در آن شرايط جسماني نامساعد، برخوردهاي بسيار زشت و زننده‏اي هم با خود آقاي دگمه‏چي و هم با همسر ايشان داشته‏اند. با اين كه آقاي دگمه‏چي روحيه‏ي خيلي قوي‏اي داشتند، اما اين كارها باعث ناراحتي شديد خانواده و خود آقاي دگمه‏چي شده بود.

آن‏طور كه من از خانواده‏‏ي آقاي دگمه‏چي شنيدم، در آخرين ملاقات پنج دقيقه‏اي كه با آقاي دگمه‏چي داشتند، برخورد مأموران امنيتي بسيار زشت و زننده بوده و دو سه ساعت بعد از بازگشت همسر آقاي دگمه‏چي به منزل، خبر فوت  آقاي دگمه‏چي را به ايشان مي‏دهند. قطعاً اين برخوردها و اين شكنجه‏هاي روحي- رواني روي آقاي محسن دگمه‏چي يا بقيه‏ي دوستان، در تشديد وضعيت بيماري‏شان بي‏تأثير نيست.

كويت چند ديپلمات ايراني را اخراج مي كند

شيخ محمد الصباح وزير خارجه كويت روز پنجشنبه اعلام كرد كه سه ديپلمات ايراني را به اتهام جاسوسي، "عنصر نامطلوب" شناخته و اخراج مي كند.

وي كه در پارلمان كويت با خبرنگاران صحبت مي كرد گفت كه اين ديپلماتهاي ايراني جزئي از شبكه جاسوسي هستند كه دادگاهي در كويت روز سه شنبه سه عضو آن را به مرگ محكوم كرد.

ايران اين اتهام هاي كويت را رد كرده است.

رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت خارجه ايران گفت كه وزراي خارجه ايران و كويت عصر پنجشنبه با يكديگر گفتگوي تلفني كرده و علي اكبر صالحي وزير خارجه ايران بر تماميت ارضي، عدم مداخله در كويت و اهميت ثبات و امنيت اين كشور تاكيد كرده است.

كويت مي گويد اين شبكه جاسوسي به سال 2003 و هنگام حمله آمريكا به عراق باز مي گردد.

اما خبرگزاري ايرنا به نقل از آقاي صالحي اين موضوع را "دسيسه اي" براي ايجاد اختلاف بين دو كشور خوانده و گفته است وزيران خارجه ايران و كويت بر حل اين "سوء تفاهم" توافق كرده اند.

دادگاه كويت دو ايراني و يك كويتي را كه همگي در ارتش اين كشور خدمت كردند در مه 2010 دستگير و در دادگاهي غيرعلني متهم به انتقال اطلاعات نظامي و محرمانه و تصاوير تاسيسات ارتش كويت به ايران كرد.

يك روز بعد رسانه هاي عربي اعلام كردند كويت سفير خود در تهران را فراخوانده و كاردار ايران را نيز به وزارت خارجه احضار كرده است.

وزير خارجه كويت گفت مشاهده اين مدارك و شبكه جاسوسي كه به "بخش هاي رسمي جمهوري اسلامي مرتبط بود ... شوكه كننده بود."

شيخ محمد الصباح افزود: "در نتيجه ستاد بحراني در وزارت خارجه ايجاد و سفيرمان را از تهران فراخوانديم."

رسانه هاي كويتي مي گويند اين مردان به عكس برداري از سايت هاي نظامي كويت و آمريكا اعتراف كرده اند، اما اين متهمين گفته اند كه زير شكنجه مجبور به اين اظهارات شده اند.

به نوشته روزنامه هاي كويتي اين سه ديپلمات ايراني بدليل مصونيت ديپلماتيك قابل تعقيب نيستند.

در ماه مه سال گذشته، منابع كويتي اعلام كردند كه يك شبكه جاسوسي وابسته به سپاه پاسداران ايران كه به كسب اطلاعات در مورد تاسيسات نظامي كويت و ايالات متحده در آن كشور مشغول بود، كشف و اعضاي آن بازداشت شده اند.

چند پايگاه نظامي آمريكايي در كويت مستقر است و ايالات متحده از اين پايگاه ها به عنوان نقطه ترانزيت براي اعزام نيرو و تداركات به عراق استفاده كرده است.

اين منابع همچنين از ارتباط بعضي كاركنان سفارت ايران در كويت با اين شبكه جاسوسي خبر دادند كه از سوي مقامات جمهوري اسلامي به شدت تكذيب شد.

در پي انتشار اين خبر، مقامهاي وزارت كشور كويت تاييد كردند كه يك شبكه جاسوسي را كه در زمينه جمع آوري و انتقال اطلاعات به سپاه پاسداران ايران فعاليت داشت منهدم كرده اند و خواستار همكاري نزديكتر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس در امور امنيتي شدند.

گزارش مشروح از تشييع نيمه تمام پيكر ميراسماعيل موسوي

قرار بر اين بود كه مراسم تشييع پيكر مرحوم حاج مير اسماعيل موسوي پدر مهندس مير حسين موسوي صبح امروز با حضور خانواده ايشان و مردم  برگزارشود.

به گزارش خبرنگار كلمه، نيروهاي انتظامي و امنيتي و همچنين لباس شخصي ها از نخستين ساعات بامداد امروز با حضور در خيابان پانزده خرداد و خيابان ها و كوچه هاي اطراف در محله درخونگاه  واقع در محله بازار در جنوب تهران به محاصره منطقه و كنترل ترددها مبادرت ورزيدند.

از ساعت ۸ صبح خيابان پانزده خرداد از تقاطع گلوبندك و ابوسعيد توسط نيروهاي انتظامي مسدود شده و مشايعت كنندگان امكان نزديك شدن به منزل مرحوم موسوي را با خودرو شخصي نداشتند.

در گزارشي ديگر نيز همسايه ها خبر از ورود نيروهاي امنيتي به منازل اطراف و استقرار بر پشت بام ها دادند تا رفت و آمد مردم را تحت نظر گرفته و از آن ها فيلم برداري كنند.

فيلمبرداري از شركت كنندگان در مراسم تشييع و تدفين ياد آور مراسم تشييع پيكر مطهر آيت الله مرحوم منتظري است كه در دو طرف خيابان هاي اطراف حرم نيروهاي لباس شخصي از مردم فيلم برداري مي كردند.

از شب گذشته و پس از اعلام خبر مراسم تشييع پيكر فضاي امنيتي و پليسي بر منطقه ي مسكوني آن مرحوم حاكم شد اما با وجود جو پليسي و انتظامي منطقه و همچنين عدم اطلاع رساني كافي و تعطيلات نوروزي، هزاران نفر از مردم و علاقمندان به خاندان موسوي با حضور در منزل مرحوم مير اسماعيل موسوي و كوچه هاي اطراف به قرائت فاتحه و ذكر صلوات پرداختند.

به گفته ي ناظران تعداي از زندانيان سياسي كه در حوادث بعد از انتخابات دستگير شده بودند در اين مراسم حضور داشتند همچنين دكتر قاسم زاده داماد ايت الله العظمي موسوي اردبيلي با حضور در منزل مرحوم موسوي از طرف اين مرجع تقليد به بازماندگان تسليت گفت و به نمايندگي از ايشان در مراسم شركت كرد.

ساعت ۹ صبح پيكر مرحوم مير اسماعيل موسوي از منزل خارج و بردوش مردم وفادار به اين خانواده تشييع شد. اما به محض عبور جمعيت از كوچه شهيد اكبر نژاد و ورود آن ها به خيابان ۱۵خرداد، صد ها تن از ماموران انتظامي و امنيتي با هجوم به مشايعت كنندگان پيكر را از دست مردم خارج و به طرز غير مودبانه و با پرخاش گري داخل امبولانس گذاشتند امبولانس را از محل خارج كردند.

نكته ي قابل توجه براي حاضرين اين بود كه با وجود آنكه اكثر مشايعت كنندگان ذكر لا اله الله را سر مي دادند و برخي از همسايگان آن مرحوم ومعتمدين محل قصد داشتند با ذكر مصيبت اهل بيت (ع) واشاره به سوابق مرحوم ياد وخاطره او را گرامي بدارند ماموران امنيتي برخورد كرده ومانع از انجام امور متداول مذهبي شدند.

به گفته ي يكي از شركت كنندگان، مشايعت كنندگاني كه قصد داشتند مسافت بيشتري را همراه جنازه در خيابان ۱۵ خرداد طي كنند و به محض ربودن پيكر مرحوم موسوي با سردادن شعار يا حسين ميرحسين مخالفت خود را با اين اقدام ماموران امنيتي ابراز كردند.

ماموران امنيتي كه از انبوه جمعيت و احتمال گسترش دامنه آن حضور مردم، وحشت زده بودند با كساني كه شعار يا حسين مير حسين را سر داده بودند برخورد و در اين ميان  تعدادي  را دستگير و تعدادي را نيز مورد ضرب وشتم شديد قرار دادند.

به گفته ي ناظران در اين ميان حاج ميرحسن موسوي پدر شهيد سيد علي موسوي كه رفتار ماموران را با مردم نمي توانست قبول كند زبان به اعتراض گشود كه بلافاصله دستگير و به محل نامعلومي انتقال داده شد.

از سوي ديگر جواد سليمي داماد مهندس موسوي و برادر ۳ شهيد هم مورد ضرب وشتم ماموران قرار گرفت و به همراه تعداد ديگري از منسوبين و نوه هاي مرحوم مير اسماعيل موسوي و مردم بازداشت شد كه  پس از چند ساعت آزاد شدند.

با نيمه تمام ماندن مراسم در محله درخونگاه مشايعت كنندگان به طرف بهشت زهرا حركت كردند كه در طول مسير اتوبوس ها و خودروهاي شخصي توسط گردان هاي موتور سوار نيروهاي پليسي امنيتي و لباس شخصي ها اسكورت مي شد.

از ديگر سو بسياري از مردم كه نتوانسته بودند در مراسم تشييع شركت كنند خود را به غسالخانه رسانده بودند لذا در بهشت زهرا پس از انتقال پيكر مرحوم موسوي به غسالخانه و انجام مراسم تغسيل و تكفيت، ماموران امنيتي مانع انتقال پيكر براي اداي نماز ميت در سالن عمومي شدند.

تا آنجا كه پرسنل سازمان بهشت زهرا از فضاي امنيتي حاكم بر محل و نحوه برخورد ماموران متعجب و دچار بهت و حيرت بودند.

بر اساس مشاهده ها، صدها تن از مردمي كه بي اطلاع از تشييع پيكر مرحوم موسوي براي دفن اموات خود به بهشت زهرا آمده بودند با مشاهده فضاي نظامي و امنيتي و اطلاع از مراسم ضمن اظهار همدردي با بازماندگان براي شركت در اين مراسم اظهار تمايل كردند كه ماموران اجازه حضور به انها را ندادند.

از آنجا كه هر لحظه بر خيل حاضران افزوده مي شد، سرانجام در يك محل كنترل شده و كوچك كه فقط گنجايش ۱۰۰ نفر جمعيت داشت و درب هاي آن را با غل و زنجير بسته بودند نماز ميت برگزار گرديد و اجازه ندادند عزاداران حاضر بر پيكر مرحوم موسوي نماز گزارند.

در اين بين حضور پر شمار چهره هاي مختلف سياسي دانشگاهي وزراي سابق نمايندگان قبلي مجلس روزنامه نگاران و دانشجويان چشم گير بود. همچنين خانواده ها و فرزندان تعدادي از شهداي انقلاب و دفاع مقدس نيز در اين مراسم حاضر بودند.

پس از برگزاري نماز نيز ماموران به هنگام انتقال جنازه به مردم حمله كردند كه برخورد بي ادبانه و پرخاشگرانه ماموران مورد انتقاد دكتر علي شكوري راد عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت قرار گرفت و يكي از ماموران قوي هيكل و عالي رتبه امنيتي وي را مورد ضرب و شتم قرار داد كه موجب جراحت و خون ريزي در صورت و دهان ايشان شد. در اين ميان تعداد ديگري از مردم نيز دستگير شدند.

پس از اقامه نماز به نحوي كه در گزارش آمد از تحويل پيكر مرحوم حاج مير اسماعيل موسوي به خانواده ممانعت بعمل آمد و با انتقال وي به يك امبولانس از درب ديگر و به دور از چشم مردم در انتظار به سمت قطعه ۹ بهشت زهرا حركت داده شد.

پيكر مرحوم حاج مير اسماعيل موسوي در كنار نوه شهيدش سيد علي موسوي كه در عاشوراي سال۸۸ مظلومانه به شهادت رسيد به خاك سپرده شد.

عزاداران شركت كننده در اين مراسم مي گويند قطعه ۹ از ساعت ها قبل توسط نيروهاي انتظامي و امنيتي و لباس شخصي ها در محاصره كامل درآمده بود.

با ورود جنازه مراسم تدفين به سرعت انجام و از مردم خواسته شد سريعا و پس از ذكر مختصري مصيبت اهل بيت (ع) كه توسط يكي از مداحان خوانده شد محل را ترك كنند.

خبرها حاكي از آن است كه هم اكنون گارد ويژه در ۲ طرف خيابان ۱۵ خراد مستقر هستند و ابتدا و انتهاي ۱۵ خرداد شرقي را به وسيله ي گارد  بسته اند.

تعدادي ون پليس، موتورهاي پرشي، رونيزهاي اطلاعات و ماشين هاي گشت در محل حاضر شده اند، گمان مي رود نگراني اين افراد از آن است كه پس از بازگشت بيت موسوي جمعيت عزادار به محل براي تسليت به خانواده بيايند.

حاشيه ها:

*حضور انبوه مردم با وجود زمان كوتاه و امكانات محدود اطلاع رساني و تهديات زياد و دستگيري ها قابل ستايش بود.

* در بخش هايي از مراسم مردم و بويژه بانوان با سردادن شعار يا حسين ميرحسين مراتب تكريم خود را نسبت به مهندس موسوي و حمايت از او اعلام مي كردند كه با واكنش شديد ماموران مواجه شد و به دستگيري چند تن از آنان در خيابان ۱۵خرداد و بهشت زهرا انجاميد. ماموران مرد يكي از بانوان دستگير شده در بهشت زهرا را مورد ضرب و شتم قرار دادند اين در حالي است كه تعداي از ماموران زن نيز در بين مردم بودند.

*فضاي امنيتي حاكم بر خيابان ۱۵ خرداد، محله درخوتگاه و بهشت زهرا به گونه اي بود كه تعداد زيادي از معاونين وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و پليس امنيت و ساير مديران سطوح مياني در محل حضور داشتند و به اصطلاح امنيت مراسم را زير نظر داشتند.

*تعداي از ماموران ارشد حاضر در محل با استفاده از عينك دودي و ماسك صورت خود را پوشانده بودند

*يكي از همسايگان مرحوم حاج مير اسماعيل موسوي با صداي بلند گفت: خدا شاهد است كه او مرد خيري بود هيچكس جز خير از اين مرحوم چيزي نديد. من شهادت مي دهم كه ايشان ۵۰۰ خانواده را تحت حمايت مالي خود قرار داده بود و كمتر كسي اين موضوع را مي داند مرحوم نزديك به ۶۰ سال در اين محله سكونت كرد و جز ادب اخلاق و بزرگوتري چيز ديگري از مرحوم نديد.

موقعیت سپاه پاسداران در ساخت سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور


موقعیت سپاه پاسداران
در ساخت سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور

انعقاد سه قرارداد در طی یکماه با سپاه پاسداران بمبلغ حدود ۷ میلیارد دلار و بدون انجام تشریفات مناقصه و مزایده، بار دیگر سپاه را در کانون توجه نیروهای سیاسی قرار داده است. در یکسال گذشته سومین بار است که نظرها بسوی سپاه جلب میشود. بار اول به انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری برمیگردد که سپاه و بسیج بمثابه حزب پادگانی وارد عمل شدند و نتیجه انتخابات را بسود احمدی نژاد رقم زدند. بار دوم به ترکیب کابینه احمدی نژاد برمیگردد که در آن سپاه سهم بالائی بدست آورد. و بار سوم قراردادهای نفتی و مترو.اما موضوع سپاه و نقش آن در جامعه ما تنها به فعالیت نظامی و اقتصادی خلاصه نمیشود. سپاه سالها است وارد عرصه های مختلف اجتماعی شده، حوزه های نفوذ و فعالیت خود را گسترش داده و بتدریج بر نهادهای انتخابی چنگ انداخته و قادر شده است که بر بسیاری از رویدادهای کشور مهر خود را بکوبد. لذا بدون شناخت از نقش و عملکرد سپاه، نمیتوان برخی رویدادهای سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی و سیاست خارجی کشور را توضیح داد. سپاه پشت خیلی از اتفاقات کشور قرار دارد.ورود عنصر نظامی به ساخت قدرت، تغییراتی را در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بوجود آورده و به آن خصلتهای جدیدی می بخشد. جمهوری اسلامی از الیگارشی روحانیت به الیگارشی روحانیت و سپاه گذر میکند.سلسله مطالبی که به نگارش در آمده است، تلاشی است برای شناخت سپاه، سیر تحولی آن و موقعیت فعلی اش در ساختار قدرت و تغییراتی که در ساختار سیاسی کشور بوجود آمده است.سپاه آگاهانه و عامدانه از درز اطلاعات در مورد عملکردش به رسانه ها جلوگیری میکند و افراد مطلع و روزنامه نگاران بجهت خوفی که سپاه بوجود آورده است،
مشخصه های سپاه پاسداران
سپاه پاسداران ابتدا یک سازمان سیاسی، عقیدتی و نظامی ـ امنیتی بود. سازمانی که از سه ضلع بهم پیوسته تشکیل میشد. ضلع سیاسی آن بمعنی دفاع از کلیت حکومت در مقابل مخالفین داخلی و خارجی بود. آنزمان در همین ارتباط در سپاه دفتر سیاسی دایر گردید، نشریه سیاسی انتشار یافت و استراتژی سیاسی تدوین شد و بخش جنبشهای رهائی بخش برای صدور انقلاب راه انداخته شد. ضلع ایدئولوژی آن به معنای پذیرش اسلام فقاهتی و عملکرد برپایه آن بود و ضلع سوم نظامی ـ امنیتی بود با هدف حفظ جمهوری اسلامی که به صورت گروهی شبه نظامی سازمان یافته بود.بخشی از بنیانگذاران سپاه به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تعلق داشتند و لذا سپاه در ابتدا از خصوصیات سیاسی ـ ایدئولوژیک ـ نظامی این جریان تاثیر پذیرفت.
تو ضیح:الیگارشی در لغت به معنای گروه اندک، و در اصطلاح، نظام سیاسی ای است، که در آن گروه اندکی با شیوی غیر دموکراتیک و بر اساس تکیه بر ثروت حکومت می کنند، و بیش از هر چیز در پی تامین منافع خود هستند.
مفهوم الیگارشی به عنوان یک شکل از اشکال حکومت در اندیشه ي دو فیلسوف بزرگ سیاسی یعنی افلاطون و ارسطو مطرح است، که به تفکیک و تفصیل به آن می پردازیم.
مفهوم ایدئولوژی در علوم اجتماعی بسیار بحث انگیز و فرّار است.
می‌توان برداشت‌های موجود از ایدئولوژی را در چهار دسته گنجانید:
۱. ایدئولوژی نوعی اندیشه انحرافی کاذب است، مانند «آگاهی» سوژه‌های انسانی در جامعهٔ سرمایه‌داری.
۲. ایدئولوژی مجموعه‌ای است از نظرات، اعتقادات و نگرش‌ها : مانند جهان‌بینی ِ یک طبقه یا گروه اجتماعی.
سید عزت الله رشمه ای از سوئد