Tuesday, 28 December 2010

متن کامل کیفرخواست دادستان نظامی تهران



متن کامل کیفرخواست دادستان نظامی تهران علیه ۱٢عامل متهم فاجعه کهریزک
متن تایپ شده کیفرخواست
متن کامل کیفرخواست دادستان نظامی تهران علیه ۱٢عامل متهم فاجعه کهریزک
جرس: متن کامل کیفرخواست متهمان کهریزک با امضای معاون دادستان نظامی تهران عباس پارساپور به شماره ۴٧٠٣/٨٨ مورخ ٢۵ آذر ۱٣٨٨ در ٢٧ صفحه اخیرا در اختیار جرس قرار گرفته است. در این کیفرخواست نام ۱٢ نفر به عنوان متهم به چشم می خورد؛۱۱ نظامی و یک غیرنظامی از اراذل و اوباش همکار نیروی انتظامی! بالاترین متهم پرونده فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ است و اگر چه نام چند نفر از مقامات عالی رتبه قضائی در کیفرخواست ذکر شده، اما ظاهرا این آمرین به عنوان متهم به رسمیت شناخته نشده اند. این کیفرخواست تنها عاملین و مجریان را دربرمی گیرد و به لحاظ سازمانی مجاز به پرداختن به آمرین نبوده است. نکته مهم دیگر اینکه این کیفرخواست تنها بر اساس شکایت شکنجه شدگان شکل گرفته است و از شکایت دادستان کل کشور و مدعی العموم در آن خبری نیست. معنای غیبت معنی دار مدعی العموم در این کیفرخواست این است که نظام از این متهمین شکایتی ندارد، چرا که عاملین انجام وظیفه کرده اند نه خودسری و تجری. در این زمینه اسناد دیگری نیز در اختیار جرس قرار گرفته است که بتدریج منتشر خواهد شد. جرس از کلیه حقوقدانان و وکلا دعوت به تحلیل حقوق اسناد کهریزک می کند. کهریزک آینه قضاوت و عدالت جمهوری اسلامی است


"در هنگام پذیرش در بازداشتگاه کهریزک، تمام متهمان باید در انظار سایرین عریان شده و بعضا به صورت طولانی به همان صورت نگاه داشته می شدند...لباسهای زیر آنان اخذ و دور ریخته می شد و لباس های رویشان را به صورت وارونه به تن آنان می پوشاندند... اوباش و اراذل مستقر در بازداشتگاه نیز، به صورت نیمه عریان و عریان، در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات تردد می کردند و به آزار آنان می پرداختند... با دستور مقامات مافوق، یکی از بازداشت شدگان توسط ماموران به مدت ده ساعت بدون آب و غذا در گودالی تا کمر مدفون گردیده و مورد آزار قرار گرفته بود... با وجود فصل تابستان و گرمای طاقت فرسا، بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات را به ۴ دسته تقسیم کرده و در قفس های مخصوصِ نگهداری اوباش و اراذل می انداختند... طبق اسناد موجود، فضای کافی حتی برای نشستن وجود نداشت و بیشتر این بازداشت شدگان، به طور ایستاده شب را به روز می رساندند... برای تمام افراد، تنها دو دستشویی موجود بود که یکی از آنها خراب و دیگری فاقد درب بود و بازداشتی ها به صورت پابرهنه در تمام محیط از جمله دستشویی تردد می کردند... تمامی بازداشتی ها دچار بیماریهای عفونی چشم شدند... ضرب و شتم مداوم با باتوم ، مشت و لگد، لوله، و برخوردهای فیزیکی خشن در گرمای شدید تابستان، سبب آن شده بود که بسیاری از بازداشتی های حوادث اخیر، دچار ضعف و غش و از هوش رفتگی شوند..."


با گذشت بیش از ۱۶ ماه از تعطیلی بازداشتگاه «کهـــریزک» و سپری شدن چندین ماه از ارائه گزارش کمیتۀ ویژۀ مجلس پیرامون حوادث و رخدادهای آن بازداشتگاه - که منجر به جانباختن تعدادی از بازداشت شدگان اعتراضات بعد از انتخابات شده بود- اینک دادنامه و کیفرخواست متهمان رده های مختلفِ این پروندۀ ملی، توسط منابع خبری در اختیار رسانه ها قرار گرفت.


چندی پیش معاون حقوقی و قضایی سازمان قضایی نیروهای مسلح، درباره آخرین وضعیت پرونده حادثه بازداشتگاه كهریزک گفته بود: از دیدگاه ما رسیدگی به پرونده كهریزک به اتمام رسیده و این پرونده طبق روال سایر پرونده‌ها، در حال ارسال به دیوان عالی كشور برای تجدیدنظر است.


گفتنی است در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، تعداد زیادی از بازداشت شدگان اعتراضات ۱۸ تیر ماه، به دستور مقامات امنیتی و قضایی وقت- چون قاضی سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران- به بازداشتگاه مخوف کهریزک (واقع در جنوب تهران) منتقل شدند که در آنجا مورد ضرب و جرح و شکنجه قرار گرفته و گروهی از آنان بر اثر شدت شکنجه ها جان باختند. مقامات ذیربط، بویژه دادستان وقت تهران، "مننژیت و بیماری" را عامل فوت آنان اعلام کردند، که این نظر قویا توسط پزشکی قانونی کشور رد شد.


سازمان قضایی نیروهای مسلح نیز، ۹ تیر (۳۰ ژوئن) امسال، دو تن از ماموران نیروی انتظامی را مسئول قتل سه بازداشتی (امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی) شناخت و آنها را علاوه بر "قصاص نفس"، به تحمل حبس، انفصال موقت از خدمت، پرداخت جزای نقدی، تحمل شلاق تعزیری و پرداخت دیه هم محکوم نمود. همزمان ۹ مامور انتظامی و متهم دیگر پرونده نیز، به تحمل مجازات هایی چون تحمل حبس، پرداخت دیه و جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و تحمل شلاق محکوم شدند. اما بلافاصله بعد از اعلام این خبر، عضو کمیته ویژه مجلس در پیگیری حوادث بعد از انتخابات اعلام اسامی متهمان و محکومان پرونده کهریزک را در مقطع فعلی خلاف قانون دانست.


در همین راستا، روز یکشنبه ٢٨ آذرماه ٨٩، پس از ماهها فراز و نشیب، منابع خبریِ توانستند دادنامه و کیفرخواست ٢٧ صفحه ای برخی از متهمان این پروندۀ ملی را در اختیار رسانه ها قرار دهند.


به گزارش جرس، طی دادنامه و کیفرخواستی تنظیمی در سازمان قضایی نیروهای مسلح که تاریخ آن ٢۵ آذرماه ٨٨ ذکر شده، ضمن شرح سابقه و وضعیت غیر انسانی و اسفناک بازداشتگاه کهریزک، به گوشه هایی از عملکرد و اقدامات ۱٢ متهم پرونده - که ۱۱ تن از آنان مامور نیروی انتظامی می باشند- بر اساس اعترافات متهمین اشاره شده و خاطرنشان گردیده که خشونت، ایراد ضرب و جرح و آزار متهمان، "رویه ای جاری" در آن بازداشتگاه بوده است.


در این کیفرخواست که متهمین "بر اساس اقاریر و اعترافات"، به "قتل" و "مشارکت در قتل" از طریق ایراد ضرب و جرح، شکنجه و آزار بازداشت شدگان، محروم نمودن زندانیان از حقوق اولیه، ارائه گزارش خلاف واقع و تهدید شاکیان پرونده متهم شده اند، موقعیت سازمانی و اتهاماتِ سرتیپ عزیزالله رجب زاده، سرهنگ فرج کمیجانی، استوار محمد خمیس آبادی، استوار ابراهیم محمدیان، سرهنگ روانبخش فلاح، سرهنگ محمد عامریان، ستوان سوم سید کاظم گنج بخش، استوار اکبر رهسپار، استوار دوم حمید زندی، استوار دوم مجید وروایی و گروهبان دوم مهدی حسینی فر شرح داده شده است.

علاوه بر این افراد، لباس شخصی محمدرضا کرمی، که از اوباش و اراذل باسابقه بوده و توسط مسئولین بازداشتگاه بعنوان «مسئولِ بند» منصوب شده و در آزار و قتل بازداشتی ها نقش جدی داشته نیز، مورد اشاره قرار گرفته است.


در بند چهارم کیفرخواست، در شرح جزئیات فوتِ جانباختگان، ضمن تایید کامل ضرب و جرح های وارده، به نقل از کارشناسان پزشکی قانونی آورده است "مرحوم محسن روح الامینی ٢۵ ساله، به دنبال استرس های فیزیکی و روحی شامل ضربات متعدد جسمانی و شرایط بد نگهداری، دچار یک واکنش التهابی سیستماتیک و نارسایی در ارگان های حیاتی شده و فوت می نماید... مرحوم امیرجوادی فر ٢۵ ساله، طبق نظر گروه کارشناسان پزشکی قانونی، بر اثر ضربات ناشی از اصابت جسم سخت و مجموع صدمات وارده در راه انتقال از کهریزک به اوین فوت می کند... مرحوم محمد کامرانی ۱٨ ساله، بر اثر شدت ضربات ناشی از جسم سخت، دچار آسیب در نسوج و همچنین نارسایی کلیوی شده و بعد از انتقال به بیمارستان، فوت می کند..."


در بخش دیگری از این کیفرخواست همچنین به رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک که بعد از چندی به صورت مشکوک فوت می کند، نیز اشاره شده، که براساس اعترافات متهمین، وی و پزشک مافوقش، از امضای گزارش خلاف و اعلام مرگ متهمین به دلیل بیماری مننژیت امتناع می کنند تا درنهایت گزارش خلاف با امضایِ خودِ متهمین امضا شده و به مقامات قضایی ارسال گردید.

نکته حائز اهمیت دیگر در این قسمت از کیفرخواست، آمریت و نقش سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران می باشد که آمده است "بعد از امتناع دکتر پوراندرجانی و مافوقش (دکتر فرهمندپور) از امضای گزارش خلاف در مورد علت مرگِ بازداشتی ها، نامه ای توسط سعید مرتضوی تنظیم، دیکته و به ماموران داده می شود، که مرتضوی گفته بود بدلیل مصلحت، باید چنین گزارشی را به مراجع قضایی ارائه دهند و فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز، دستور همکاری در این زمینه صادر می کند..."


ماموران ذیربط در گزارش خلاف واقع خود آورده بودند "بر اساس اعلام بیمارستان مهر، شهدای تجریش و لقمان، هر سه متهم بر اثر بیماری مننژیت فوت نموده و هیچگونه ضرب و شتمی در خصوص آنها در بازداشتگاه صورت نگرفته است..."


همچنین موضوع آمریت و نقش «حداد»، معاون امنیت دادستانی تهران، در دستور به اعزام بازداشت شدگانِ روز ۱٨ تیر به کهریزک، مورد اشاره قرار گرفته است.


از نکات قابل توجه دیگر اینکه، برخلاف آنچه قبلا اعلام شده بود که دهها تن از بازداشت شدگانِ اعتراضاتِ ۱٨ تیر ٨٨ به کهریزک اعزام شده اند، مشخص گردید، گروه زیادی از معترضینِ حوادث بعد از انتخابات (قبل از ۱٨ تیر) به آن محل اعزام و بر اساس موارد مندرج، در بند اوباش و اراذل مورد آزار و اذیت و شکنجه های خاص قرار می گرفتند، که آزار جراحت و صدمات وارده به بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات که در کهریزک نگهداری می شدند، تا ماهها پس از آزادی و تشکیلِ این پرونده، بر روی بدن آنها باقی مانده بود.


در این کیفرخواست گوشه ای از موارد قابل تامل در مورد نحوۀ شکنجه ها و نقش متهمان و آمران نیز مورد اشاره قرار گرفته است.


شبکه جنبش راه سبز (جرس) اوایل هفته جاری، ضمن انتشار خبر فوق، تصاویر این دادنامه و کیفرخواست را در خروجی سایت درج کرده و در اختیار کاربران و علاقمندان قرار داده بود و هم اکنون متن کامل آن کیفرخواست (تصاویر منتشره)، به صورت متن نوشتاری (تایپ شده)، برای نخستین بار منتشر می شود:





تاریخ: ٢۵/٩/٨٨

شماره: ...

پیوست: ٨٨/۴٧٠٣


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحین

کیفرخواست

ریاست محترم دادگاه‌های نظامی تهران

سلام علیکم

در این پرونده به کلاسه ۵٨٧٨/٨

الف) مشخصات متهمین و عناوین اتهامی آنان:

١- سرهنگ دوم فرج کمیجانی، فرزند حسین، متولد ۱٣۴۱، شماره شناسنامه ۲۶٨۴، صادره از کمیجان، شیعه، جمعی فائب (رئیس بازداشتگاه کهریزک)، باسواد، متاهل، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ۲۵/۵/٨٨ به علت صدور قرار بازداشت موقت، متهم است به:
یک- آمریت در ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت‌شدگان

دو- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
سه- مشارکت در گزارش خلاف واقع
چهار-فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


٢-استوار محمد خمیس‌‌‌آبادی فرزند عبدالله، متولد ۱٣۵١، شماره شناسنامه۵، صادره از کنگاور، شیعه، جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، باسواد، متاهل، فاقد سابقه کیفری، استخدامی ۱٣٧۶، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ۲۵/۵/٨٨ به علت صدور قرارداد بازداشت موقت، متهم است به:
یک) مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی (مرحومان محسن‌ روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی)

دو) مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات (حسین باغبان، عرفان نظری، مسعود ابراهیمی، حامد صدرالدینی، شاهین فتحی، محسن صادقی اصفهانی، رضا توکلی، بهنام رضایی، حسین امامی طالقانی، پوریا رمضانیان، نادر خیره، امیر اصغری، اسحاق رضایی نیارکی، امیر آقچه‌لو، حامد ملک‌زاده، مسعود علیزاده، سید میلاد حسینی، رضا فاضلی مستخدم، میثم کارگر، علی نجاری، محمد صادقلو، هومن رجبی، هاتف سلطانی، طاها زینالی، رضا احمدی، امیر ایمنی، علی جلیلوند، مهدی بهمن‌زاده، سامان گنجی، صادق صولتی، پیمان شهنابی، مهدی محمدی‌فرد و حسین نصراصفهانی)

سه) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
چهار) فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


٣- استوار ابراهیم محمدیان فرزند سیف‌الله، متولد ۱٣۶۲، شماره شناسنامه ۲، صادره از نطنز، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، فاقد سابقه کیفری، متاهل، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ۲۵/۵/٨٨ به علت صدور قرارداد بازداشت موقت، متهم است به:
یک) مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی (مرحومان محسن‌ روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی)

دو)مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت به شکات (حسین باغبان، عرفان نظری، مسعود ابراهیمی، حامد صدرالدینی، شاهین فتحی، محسن صادقی اصفهانی، رضا توکلی، بهنام رضایی، حسین امامی طالقانی، پوریا رمضانیان، نادر خیره، امیر اصغری، اسحاق رضایی نیارکی، امیر آقچه‌لو، حامد ملک‌زاده، مسعود علیزاده، سید میلاد حسینی، رضا فاضلی مستخدم، میثم کارگر، علی نجاری، محمد صادقلو، هومن رجبی، هاتف سلطانی، طاها زینالی، رضا احمدی، امیر ایمنی، علی جلیلوند، مهدی بهمن‌زاده، سامان گنجی، صادق صولتی، پیمان شهنابی، سید مسعود رضوی، مهدی محمدی‌فرد و حسین نصراصفهانی)

سه)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
چهار)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


۴-غیر نظامی محمدرضا کرمی فرزند علی (معروف به محمد طیفیل)، متولد ۱٣۶۲، شماره شناسنامه ٧۶٨٧، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران دارای سابقه کیفری،‌ مجرد، بازداشت به علت صدور قرار بازداشت موقت از تاریخ ۲/۶/٨٨، متهم است به
یک)مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی (مرحومان محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی)

دو)مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت به شکات (حسین باغبان، عرفان نظری، مسعود ابراهیمی، حامد صدرالدینی، شاهین فتحی، محسن صادقی اصفهانی، رضا توکلی، بهنام رضایی، حسین امامی طالقانی، پوریا رمضانیان، نادر خیره، امیر اصغری، اسحاق رضایی نیارکی، امیر آقچه‌لو، حامد ملک‌زاده، مسعود علیزاده، سید میلاد حسینی، رضا فاضلی مقدم، میثم کارگر، علی نجاری، هومن رجبی، هاتف سلطانی، طاها زینالی، رضا احمدی، امیر ایمنی، علی جلیلوند، مهدی بهمن‌زاده، سامان گنجی، صادق صولتی، پیمان شهنابی، حسین نصر اصفهانی و مهدی محمدی‌فرد)


۵-سرهنگ روانبخش فلاح فرزند بهرام، متولد ۱٣۴۲،ش ش ٨٩، صادره از رودبار، شیعه، باسواد، رئیس بازرسی فاتب، استخدامی سال ۱٣۶۰، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت از تاریخ ۱٣/۶/٨٨، تا ۱۴/٩/٨٨ و سپس آزاد با تودیع وثیقه، متهم است به :
یک)مشارکت در گزارش خلاف واقع

دو)بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی

سه)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
چهار)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


۶-سرهنگ محمد عامریان فرزند رحیم، متولد ۱٣۴۴، ش ش ۲٣۲، صادره از شاهرود، شیعه، ایرانی،‌ باسواد، جمعی فاتب (رئیس اداره عملیات بازرسی فاتب)، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت از تاریخ ۲٣/۶/٨٨ تا ٣۰/٨/٨٨ و سپس آزاد با تودیع وثیقه، متهم است به:

یک)بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی
دو)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

سه)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع


٧-سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده فرزند سلمان، متولد ۱٣٣۵، ش ش ۱۰۱۵، تهران، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، شیعه، باسواد، استخدامی ۱٣۵٧، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، متاهل، آزاد به قید التزام،‌ متهم است به:
یک)آمریت در گزارش خلاف واقع

دو)بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی


٨-ستوانسوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سید علی، متولد ۱٣۵۶،‌ش ش ۶۵۵، صادره از گناباد، شیعه، ایرانی، باسواد، متاهل، دارای سابقه کیفری،‌ جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، ساکن بجستان،‌بازداشت از تاریخ ۱۱/۶/٨٨ الی ۲۲/٩/٨٨ به علت صدور قرار بازداشت موقت و سپس آزاد با تودیع وثیقه، متهم است به:
یک)ایراد ضرب و جرح و اهانت به شاکی (مسعود علیزاده)

دو)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
سه)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


٩-استوار اکبر رهسپار فرزند جمعه‌علی، متولد ۱٣۵٩، ش ش ۱۰۴، صادره از خرم‌آباد، شیعه ایرانی، باسواد،‌ جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، استخدامی ۱٣٧٨، ساکن تهران،‌ فاقد سابقه کیفری،‌ متاهل، بازداشت از تاریخ ۱۱/۶/٨٨ الی ۲٣/٨/٨٨ و سپس آزاد با تودیع وثیقه،‌ متهم است به:

یک)مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت به شکات (هومن رجبی، هاتف سلطانی، طاها زینالی، مهدی بهمن‌زاده و سامان گنجی)

دو)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
سه)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


١۰-استوار دوم حمید زندی فرزند علی قربان، متولد ١٣۵٩، ش ش ۲۶٧٧، صادره از ملایر، شیعه، ایرانی، باسواد، متاهل، دارای سابقه کیفری، جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، ساکن قرچک ورامین، بازداشت از تاریخ ۱۵/۶/٨٨ به علت صدور قرار بازداشت موقت و سپس آزاد با تودیع وثیقه متهم است به:

یک)مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات (حسین محمودی، سید میلاد حسینی، محمد صادقلو، پو ریا حسین و حسن نصر اصفهانی)
دو)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

سه)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع


١١-استوار دوم مجید وروایی فرزند محمود، متولد ۱٣۵۶، ش ش ۱٣٧۱٨، صادره از کرمانشاه، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، مجرد و بازداشت به علت عجز از تودیع وثیقه از تاریخ ۲٣/٨/٨٨ تا ۱۱/٩/٨٨ و سپس آزاد با تودیع وثیقه،‌ متهم است به:

یک)مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات (یعقوب سلیمی، پوریا حسین، حسین نصر اصفهانی، مهدی محمدی‌فرد و مجید نخستین سرباز)
دو)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا


١٢-گروهباندوم مهدی حسینی‌فر فرزند محمود، متولد ۱٣۶٣، ش ش ۵۶۴٨، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، استخدامی ۱٣٨۶، فاقد سابقه کیفری، جمعی فاتب (بازداشتگاه کهریزک)، متاهل، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ۱۲/٧/٨٨ الی ۲٣/٩/٨٨ به علت صدور قرار بازداشت موقت و سپس آزاد با تودیع وثیقه، متهم است به:

یک)مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت به شکات (میرمسعود رضوی، پوریا حسین، حسین نصر اصفهانی، یعقوب سلیمی و مهدی محمدی‌فرد)
دو)فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

سه)محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع

ب) گردش کار پرونده:

در پی گزارش هیئت نظارت و بازرسی حقوق شهروندی دادگستری استان تهران و دستور معاون اول محترم قوه قضائیه و تعطیلی بازداشتگاه کهریزک به دستور مقام معظم رهبری، پرونده‌ای در خصوص جرائم مسئولین و مامورین بازداشتگاه کهریزک در دادسرای نظامی تهران تشکیل و جهت رسیدگی به شعبه اول بازپرسی ارجاع و تحقیقات مبسوط و جامعی پیرامون موضوعات مطرح در پرونده شامل تحقیق از شاکیان، شهود و مطلعین، تحقیق و معاینات محلی، انجام استعلامات متعدد از مراجع ذیربط، معرفی شاکیان به پزشک قانونی و اخذ نظریان پزشکی قانونی در خصوص چگونگی و میزان جراحات و صدمات وارده به شاکیان و همچنین علل فوت متوفیان، احضار متهمان مطرح در پرونده و انجام تحقیقات و مواجهات حضوری متعدد قیمایین متهمان و شاکیان و گواهان به عمل می‌آید که خلاصه اقدامات و تحقیقات به عمل آمده و نتایج حاصله به شرح زیر می‌باشد:


١-سابقه و وضعیت بازداشتگاه کهریزک و اقدامات مسئولین و مامورین بازداشتگاه بر اساس آن‌چه که از تحقیقات استخراج شده است:

بازداشتگاه کهریزک به منظور نگهداری اراذل و اوباش در پانزده کیلومتری بخش کهریزک در جنوب تهران احداث و مستقیماً زیر نظر بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ اداره می‌شده و سازمان زندانها نظارتی بر بازداشتگاه مذکور نداشته است. وضعیت عمومی بازداشتگاه مذکور به شرح ذیل تشریح می‌گردد:

۱-۱. بازداشتگاه مذکور دارای شش بند و دو قرنطینه بوده که مساحت قرنطینه‌ای که بازداشت شدگان ۱۸ تیر ۸۸ در آن نگهداری می‌شده‌اند حدوداً ۶۵ متر و فاقد نور و تهویه مناسب بوده است.

۲-۱. در هنگام پذیرش در زندان کهریزک به دستور افسر نگهبانان وقت، تمام متهمان بازداشتگاه در انظار سایرین عریان شده و بعضا برابر ادعای شکات به مدّت ۴۵ دقیقه عریان بوده‌اند و سپس لباس‌های زیر آنان اخذ و دور ریخته شده و لباس‌های رو، به صورت وارونه به تن آنان شده است. مامورین علت انجام این کار را جلوگیری از تخمگذاری حشراتی مانند شپش اعلام نموده‌اند.

۱-۳. تمامی بازداشت شدگان ۱۸ تیر (۱۲۳ نفر) در قرنطینه‌ای به مساحت حداکثر ۶۵ متر نگهداری می‌شدند و سپس مسئولین زندان ۳۷ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش که از قبل در کهریزک نگهداری می‌شده‌اند را به جمع آنان اضافه نمونده‌اند. با توجه به فصل تابستان، هوای داخل قرنطینه به شدت گرم و غیرقابل تحمل بوده است. سایر بازداشتی‌های حوادث اخیر نیز به ۴ دسته تقسیم شده و هرچند نفر در قفس‌های مخصوص نگهداری بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در فضای بسیار کوچکی نگهداری می‌شده‌اند.

۱-۴. در قرنطینه مذکور فضای کافی حتی برای نشستن نیز وجود نداشته و بیشتر بازداشت شدگان در قرنطینه به طور ایستاده شب را به روز رسانده‌اند.

۱-۵. در قرنطینه مذکور تنها ۲ باب دستشویی وجود داشته که یک دستگاه آن نیز خراب بوده و یکی دیگر فاقد درب بوده است بنحویکه بازداشت شدگان در نوبت طولانی دستشویی قرار گرفته و بدون رعایت مسائل بهداشتی و به صورت پابرهنه از سرویس بهداشتی مذکور استفاده می‌کرده‌اند. همچنین بازداشتگاه فاقد حمام بوده و بازداشت‌شدگان امکان استفاده از حمام را نداشته‌اند.

۱-۷. در قرنطینه مذکور یکس آب وجود داشته که آب آن‌ هم بهداشتی نبوده است.

۱-۸. دود گازوئیل حاصل از موتورخانه به داخل قرنطینه سرایت می‌کرده و موجب آلودگی هوا در فضای محدود قرنطینه ۶۵ متری می‌شده است.

۱-۹. یکی از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش به نام محمدرضا کرمی معروف به محمد طیفیل که دارای سوابق کیفری متعدد بوده و سابقه بازداشت قبلی به مدّت ۱۳ ماه در همین بازداشتگاه را داشته و فردی خشن و فاقد صلاحیت بوده، توسط رئیس زندان (سرهنگ کمیجانی) به عنوان سروکیل بند انتخاب شده است.

۱-۱۰. افسر نگهبانان و سروکیل بند (محمد طیفیل) در موارد متعددی در زمان پذیرش بازداشت‌شدگان و نگهداری آنان در زندان با لوله وی‌وی‌سی به شدت بازداشت‌شدگان را مورد ضرب و جرح و اهانت قرار می‌دادند.

۱-۱۱. غذای روزانه بازداشت شدگان هر وعده تنها یک عدد سیب‌زمینی کوچک و نصف نان لواش بوده که در شبانه‌روز، دوبار به آنان داده می‌شد و همین امر باعث ضعف مفرط جسمانی بازداشت‌شدگان و کاهش مقاومت بدنی آنان در مقابل بیماری و ضرب و جرح آنان شده است. جدول توزیع ناهار و شام بازداشت شدگان استخراج شده از دفاتر موجود در کهریزک به تفصیل در قرار مجرمیت (صفحه ۳۵) ذکر شده است.

۱-۱۲. ایراد ضرب و جرح شدید بازداشت‌شدگان توسط افسر نگهبانان بازداشتگاه و سروکیل بند، منتهی به مجروحیت آنان شده و نامناسب بودن وضع بهداشتی و فضای نامناسب در قرنطینه باعث عفونت بدن بیشتر آنان شده است. بازداشت‌شدگان در زمان پذیرش توسط استوار محمدیان در تاریخ ۱۹/۴/۸۸ توسط استوار خمیس‌آبادی در مورخ ۲۰/۴/۸۸ بیشترین ضرب و جرح را تحمل کرده‌اند.

۱-۱۳. علیرغم وجود پزشک در کهریزک، فضای بازداشتگاه کهریزک بسیار غیربهداشتی بوده و بوی تعفن تمامی قرنطینه را فرا گرفته بود و در صورت درخواست بازداشت‌شدگان برای اعزام به بهداری به درخواست آنان توجهی نمی‌شده و کسانیکه به بهداری اعزام شده‌اند مداوای صحیح و اصولی در مورد آنان انجام نگرفته و حتی داروهای تجویز شده توسط پزشک به آنان تحویل نشده است.

۱-۱۴. قرنطینه فاقد فرش و موکت بوده و همگی افراد، پابرهنه در آن تردد داشته‌اند و شرایط غیربهداشتی موجود در آن، موجب عفونت چشم تمامی بازداشت‌شدگان گردیده و بعضی از آنان حالت غش داشته و از دهان آنان کف خارج می‌شده است.

۱-۱۵. حسب اعلام شکات، چند نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش که به همراه آنان در قرنطینه بوده‌اند به صورت نیمه عریان و بعضاً عریان در بین آنان در قرنطینه تردد می‌کردند که این امر نیز حاکی از بی‌توجهی مسئولین بازداشتگاه نسبت به مسائل شرعی و اخلاقی در بازداشتگاه می‌باشد.

۱-۱۶. در بازداشتگاه امکانات و فضای لازم جهت اقامه نماز و انجام فرائض دینی موجود نبوده است.

۱-۱۷. خانواده متهمین بازداشت شده از زمان دستگیری تا زمان انتقال آنان به زندان اوین در سردرگمی و ناراحتی به سر برده و از دستگیری و بازداشت بودن فرزندان خود اطلاعی نداشته‌اند و همین موضوع باعث مراجعه خانواده‌ها به پزشکی قانونی، دادسراها، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی جهت اطلاع از وضعیف فرزند خود شده است. در حالی‌که از تمامی بازداشت‌شدگان دو آدرس و دو شماره تلفن در زمان پذیر آنان اخذ شده است ولیکن اقدامی صورت نگرفه است

۱-۱۸. آثار ضرب و جرح بر روی بدن بعضی از بازداشت‌شدگان علیرغم گذشت چند ماه از تاریخ ضرب و جرح آنان در کهریزک در زمان رسیدگی در دادسرا مشهود بود و پزشکی قانونی نیز در گواهی‌های صادره، آثار ضرب و جرح را تأیید کرده است. (صفحات ۶۲۹، ۶۳۹، ۷۸۶، ۸۷۸، ۹۷۸ و ...)

۱-۱۹. مأمورین بدرقه بازداشت‌شدگان از کهریزک به زندان اوین (از جمله ستوان گنج‌بخش و استوار رهسپار) علیرغم اینکه سایر بازداشتی‌ها وخیم بودن و حال بعضی از بازداشت‌شدگان را به مامورین مراقب تذکر می‌دهند لیکن آنان نسبت به وضعیت جسمانی و حال عمومی آنان بی‌توجه بوده و به ایشان اهانت می‌کردند.

۱-۲۰. مامورین بدرقه فوق از دادن آب به بازداشت‌شدگان امتناع نموده و پس از رسیدن به اوین نیز مرحوم روح‌الامینی قبل از تحویل به زندان اوین به حالت کما رفته که بازهم ستوان گنج‌بخش با بی‌توجهی با موضوع برخورد کرده است.

۱-۲۱. سرهنگ کمیجانی که از ایراد ضرب و جرح بازداشتی‌ها توسط مامورین مطلع بوده، پس از فوت یک نفر از بازداشتی‌ها به نام امیر جوادی‌فر برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت و تلقین این موضوع که علت فوت وی مننژیت بوده و با مراجعه به دکتر فرهمندپور رئیس بهداری فاتب از وی می‌خواهد که علت فوت مرحوم جوادی‌فر را بیماری مننژیت و محل فوت وی را داخل بازداشتگاه کهریزک اعلام نماید حتی برای انجام این کار، امضاء متن از قبل آماده شده‌ای را از دکتر فرهمندپور تقاضا می‌کند لیکن نامبرده از امضاء برگه مذکور امتناع نموده و متعاقباً سرهنگ طوماری مسئول دفتر سردار رجب زاده با دکتر فرهمندپور تماس تلفنی گرفته و از وی میخواهد که آن برگه را امضاء نماید که بازهم سرهنگ فرهمندپور امتناع نموده و به همین لحاظ سرهنگ کمیجانی به پزشک وظیفه پوراندرجانی که در بهداری کهریزک شاغل بوده مراجعه و از وی می‌خواهد که برگه را امضاء نماید که وی نیز از انجام درخواست رئیس زندان امتناع می‌کند.

در نهایت، نامه‌ای برخلاف واقع خطاب به دادستان عمومی و انقلاب تهران توسط سرهنگ فلاح تهیه و به امضاء سرهنگ کمیجانی می‌رسد دائر بر این‌که «۱. محسن روح الامینی پس از تحویل به زندان اوین در جمع سایر متهمین در قرنطینه دچار تشنج گردید، و توسط بهداری زندان به بیمارستان شهدای تجریش منتقل می‌گردد. ۲. بنا به تشخیص هر سه بیمارستان مهر، شهدای تجریش و لقمان هر سه متهم در اثر مبتلا به بیماری مننژیت فوت نموده‌اند و علت فوت آنان بیماری مذکور تشخیص و اعلام شده است. ۳. بهداری بیمارستان کهریزک نیز در خصوص تشخیص علت اولیه فوت متهم جوادی‌فر مشکل تنفسی و مننژیت و همچنین ایست قلبی اعلام نموده است. ۴. هیچ‌گونه ضرب و شتمی در خصوص متهمین در زندان صورت نگرفته است.» (صفحه ۲۶۹۱ و ۲۶۹۲ و جلد ۱۴ پرونده)

همچنین متهمین فلاح و کمیجانی مدعی هستند که متن نامه خلاف واقع توسط دادستان سابق عمومی تهران آقای سعید مرتضوی به آنان داده شده است و آقای مرتضوی از آنان خواسته است که چنین گزارشی را به دلیل مصلحت به دادستان عمومی تهران ارائه نمایند. (صفحه ۱۸۱۴ جلد ۹ پرونده) و نیز به شرح برگه ۱۹۸۵ جلد ۱۰ پرونده سرهنگ فلاح مدعی است که از دفتر دادستان تهران با دفتر سردار رجب‌زاده تماس گرفته و موضوع و خواسته دادستان تهران را به ایشان منتقل نموده و سردار رجب‌زاده دستور داده که با ایشان همکاری شود.


۲. چگونگی پذیرش بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات در زندان کهریزک:

۲-۱. در مورخ ۲۵/۳/۸۸ فردی به نام مسعود میررضوی به عنوان اولین نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات از طریق پلیس امنیت فاتب به زندان کهریزک تحویل گردیده و در مورخه ۲۰/۴/۸۸ از زندان آزاد شده است. مشارائیه در زمان بازداشت در بندهای متفاوت در کنار بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری می‌شده است.

۲-۲. در مورخ ۲۹/۳/۸۸ تعداد ۱۱ نفر از بازداشت‌شدگان حوادث اخیر تهران (قبل از ۱۸ تیر) به نام‌های حسام کمانگر، امیر ارسلان محمدزاده، حسین محمودی، امین شفیعی، علی عظیمی، آروین علیزاده، محمدرضا منیری، حسن رزاقی، سید ابوذر موسوی ، ستار رحیمی، اکبر عزتی نیز به این بازداشتگاه اعزام و بعد از گذشت ۱۱ روز در مورخه ۶/۴/۸۸ به زندان اوین منتقل شده‌اند. نامبردگان در مدت حضور در کهریزک به همراه ۲۶ نفر از بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در بند ۳ نگهداری شده‌اند.

۲-۳. مجددا در مورخ ۲۹/۳/۸۸ دو نفر به نام‌های پوریا حسین و مهدی محمدی‌فر به بازداشتگاه کهریزک معرفی و بازداشت و در تاریخ ۶/۴/۸۸ به زندان اوین منتقل شده‌اند. یادشدگان نیز در بندهای بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری شده‌اند.

۲-۴. در مورخ ۳/۴/۸۸ نیز ۹ نفر به نا‌م‌های امیرحسین بابایی، امیر سهرابی، یعقوب سلیمی، نیما نخستین، رامین آقازاده قهرمانی، مجید نخستین، حجت درویشی، مجید سهرابی، سامان ابوذری به زندان کهریزک اعزام و بازداشت و در تاریخ ۶/۴/۸۸ به زندان اوین منتقل و در تاریخ ۸/۴/۸۸ از زندان اوین آزاد شده‌اند.

۲-۵. در ساعت ۳۰:۱۵ مورخ ۱۹/۴/۸۸ ابتدا تعداد ۲۲ نفر به نام‌های مرتضی محمدی‌پور، امیر اصغری، مهدی پورشابومی، مرتضی سهرابی، علی بخشایشی، حامد پولادی، شهرام کردستانچی، حافظ محتاج، وحید وکیلی، سیاوش یوسف‌شاهی، بهمن امیدوار، بهزاد انصاری، نادر احمدی، امیر آقچه‌لو، محمد آقا بالازاده، نادر جولانی، میلاد حق‌پور، علیرضا اردلان، محمدرضا میرزا علی‌اکبر، سجاد نورمحمد‌آبادی، فرامرز مفاخری، داود منصوری از طریق پلیس امنیت تحویل زندان کهریزک شده‌اند. نامبردگان پس از پذیرش به چند دسته تقسیم و بندهای افراد یازداشت‌شده تحت عنوان اراذل و اوباش نگه‌داری شده‌اند.

۲-۶. مجددا در ساعت ۳۰:۱۸ همان تاریخ یعنی ۱۹/۴/۸۸ تعداد ۱۱۸ نفر از بازداشت‌شدگان ۱۸ تیرماه (که اسامی آن‌ها در دفتر ثبت وقایع زندان ثبت شده است) از طریق پلیس امنیت به بازداشتگاه کهریزک منتقل و در قرنطینه بازداشت شده‌اند.

۲-۷. در ساعت ۰۰:۲۲ همان تاریخ ۱۹/۴/۸۸ تعداد ۵ نفر دیگر به اسامی یوسف امامی، حامد نادری،‌ احمد زمانپور، سجاد آبادی‌‌آذر و شهرام رضایی از طریق پلیس امنیت تحویل بازداشتگاه کهریزک و بازداشت شده‌اند.

۲-۸. تعداد ۱۴۵ نفری که طی سه مرحله در مورخه ۱۹/۴/۸۸ به بازداشتگاه کهریزک معرفی شده‌اند، بعد از گذشت ۵ روز در مورخه ۲۳ تیرماه ۸۸ به دستور معاون امنیتی دادستان عمومی و انقلاب تهران، به زندان اوین منتقل شده‌اند که تعداد ۳ نفر از آنان فوت نموده‌اند.

۳.اظهارات شکات و مطلعین درباره موضوع ضرب و جرح بازداشت‌شدگان:

در پی فوت تعداد سه نفر از بازداشت‌شدگان و همچنین آزادی تدریجی متهمان دستگیر شده حوادث اخیر، علاوه بر اولیاء دم سه نفر از فوت شدگان تعداد ۹۸ نفر از بازداشت شدگان به عنوان شاکی طرح شکایت نموده‌اند.

شکات مدعی هستند که در بدو ورود به کهریزک توسط افسر نگهبان وقت مورد اهانت و ضرب و جرح قرار گرفته و در انظار عمومی عریان شده‌اند و سپس آنان را به داخل قرنطینه ۶۵ متری دلالت نموده و ۳۷ نفر از بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش را به آنان اضافه کرده‌اند. همچنین شکات مدعی‌اند که امکانات انجام فرائض دینی و واجبات شرعی مانند نماز در طول مدت بازداشت برای آنان فراهم نبوده و وضعیت تغذیه‌ آنان بسیار نامناسب بوده است بنحویکه در هرروز فقط دو وعده غذا به آنان مقداری نان و یک عدد سیب‌زمینی می‌داده‌اند و آب شرب آنان نیز وضعیت غیربهداشتی داشته است.

یکی از شکات به نام میرمسعود رضوی طی دادخواهی تقدیمی اعلام نموده است که افسر نگهبان وقت وی را پس از پذیرش در محوطه خارج از بازداشتگاه، در داخل گودالی تا نزدیک کمر دفن نموده و از ساعت ۲۰ مورخ ۲۵/۳/۸۸ الی ۶ صبح ۲۶/۳/۸۸ به مدت ۱۰ ساعت بدون آب و غذا و نگهبان در داخل گودال مدفون نگه‌ داشته است. در تحقیقات به عمل آمده از افسر نگهبان (استوار حسینی‌فس) نامبرده معترف به انجام عمل ارتکابی خود به دستور رئیس بازداشتگاه کهریزک شده است. اما در مواجه حضوری از اظهارات قبلی خود عدول و به شرح برگه ۲۲۶۰ پرونده اظهار نمود که بدون دستور و فقط به خاطر ناراحتی اعصاب خود،‌اقدام به این عمل کرده است.

لازم به توضیح است که تعداد ۵۱ نفر از شکات در مرحله تحقیقات بازپرسی اعلام رضایت نموده‌اند ولیکن اولیاء دم سه نفر از کشته‌شدگان و بقیه شکات تقاضای رسیدگی کردند. شکایت پرونده آقایان مرتضی سهرابی به شرح (ص ٩۲ ج ۱ )، حامد نادری (ص٩۶ ج۱)، حامد پولادی (ص٩٧ ج۱)، سامان محامی (ص٩٧ ج۱)، محمدحسین رشیدنیا (ص۲۰٩ ج۲)، نیما وزیری (ص۲۱۱ ج۲)، فرید ابراهیم‌زاده (ص۲۱٧ جلد۲)، عماد یگانه (ص ۲۵٨ ج۲)، حامد صدرالدینی (ص ۲٧۴ ج۲)، داود منصوری (ص۲٧٧ ج۲)، شاهین فتحی (ص۲٩۲ ج ۲)، رضا ذوقی (ص٣٧٨ ج۲)، حسین امامی طالقانی (ص۴۱۱ ج۲)، امیر آقچه‌لو (ص۵٨٨ ج٣)، مسعود علیزاده (ص۵٧۶ ج ٣)، میلاد حسینی (ص۶٨٣ ج ۴)، سید اشکان خراسانی (ص۶٣٧ ج۴) ، میثم کارگر(ص ۶۴٣ ج۴)، علی نجاری (ص ۶٨۱ ج۴)، علیرضا حسینیان (ص٧۲۰ ج۴)، هومن رجبی (ص٧۲۶ ج۴)، هاتف سلطانی (ص٧٣۰ ج۴)، طاها زینالی (ص٧٣۵ ج ۴) مهدی بهمنزاده (ص٨۴٩ ج۵)، رضا احمدی (ص٧۵۱ ج۴)، سامان گنجی (ص ٨۵۴ ج۵)، علیرضا اصفهانی (ص ٨۶٨ ج ۵) ، نادر نجفی (ص ۱۱٣٩ ج۶)، پیمان شهنابی (ص ۱۱۵۴ ج۶)، محمد محمدپور(ص۱۲٧۰ ج ٩)، حسین نصر اصفهانی (ص۱۰۲٩ ج۱۰)، داود منصوری (ص۱۱٨۶ ج ٩، فرامرز مفاخری (ص ٩۰ ج۱)، حسین باغبان (ص ۱۵۵ ج ۱)، سامان محامی (ص ۲۲۲ ج۲)، رضا ابراهیم‌راد (ص۲٣٩ ج۲)، مهدی ملکی (ص٣۴٩ ج ۲)، علی اکبر خوش‌اخلاق (ص٣٨۰ ج۲)، محمد فرخی یگانه (ص۴٩٩ ج٣) ، حامد زندیفر (ص۵۰۵ ج٣)، محمد صادقلو (ص٧۶۶ ج۴)، حمید حجارها (ص٧٨۱ ج۴)، محمد محمدی (ص٨۱۵ ج۵)، احمد زمانپور (ص٧۴۴ ج۵)، صادق صولتی (ص۱۱۲٨ جلد ۶) و محمد فرخی یگانه (ص۴٩٩ ج ٣) ضرب و جرح با باتوم، مشت و لگد و کمربند و لوله پی‌وی‌سی و برخوردهای فیزیکی و تنبیهات بدنی مانند حرکات به شکل کلاغ‌پر و پامرغی با پای برهنه و حرکت با چهار دست و پا بر روی آسفالت داغ در وقت ظهر توسط متهمان مذکور را مورد تأیید قرار داده‌اند. ضمناً خلاصه اظهارات نامبردگان فوق در صفحات ۴۰ الی ٩۲ قرار مجرمیت ذکر شده است. همچنین اولیاء دم سه نفر از فوت شدگان نیز تقاضای قصاص نموده‌اند. (صفحات ۶٨٩، ۱۱۲٣ و ۱۱٧۴ پرونده)

۴-مشخصات خلاصه وضعیت و علت فوت کشته‌شدگان:

۱-۴. مرحوم محسن روح‌الامینی متولد سال ۱٣۶٣ و ۲۵ ساله در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ توسط دادسرای امنیت تهران با قرار بازداشت موقت به بازداشتگاه کهریزک معرفی و بازداشت می‌گردد. وضعیت جسمانی وی به دلیل ضرب و جرح در کهریزک، بسیار نامساعد بوده و مامورین مراقب وی نه تنها به این موضوع توجه نکرده بلکه وی را مورد اهانت قرار داده‌اند به نحوی که یاد شده قبل از تحویل به زندان اوین در تاریخ ۲٣/۴/٨٨، در اثر شدت آثار ناشی از صدمات و شرایط نامطلوب نگهداری در بازداشتگاه کهریزک به حالت کما رفته و مامورین مراقب، با تعلل و تاخیر غیرقابل توجیه، ناگزیر وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و هویت وی را برخلاف واقع مجهول‌الهویه اعلام نموده‌اند که نامبرده در ساعت ۶:۱۰ صبح مورخه ۲۴/۴/٨٨ در بیمارستان فوت می‌نماید. درگزارش معاینه جسد به شرح صفحات ۶۵۵، ۶۵۶ و ۶۵٧ جلد ۴ پرونده آثار ضربات و جراحات و صدمات متعدد در جسد مشاهده و گواهی شده است و کمیسون پزشکی قانونی مرکب از ۱٣ نفر پزشکان متخصص، ضمن تأیید آثار متعدد ضرب و جرح بر روی جسد، علت فوت وی را چنین اعلام نموده‌اند: به دنبال استرس‌های فیزیکی و روحی شامل صدمات متعدد جسمانی و شرایط بد نگه‌داری نامبرده دچار یک واکنش التهابی حاد سیستمیک گردیده که منجر به نارسایی ارگانهای حیاتی متعدد شده و نهایتا فوت نموده است. ضمنا با عنایت به آزمایشهای انجام شده در بیمارستان و گزارش آسیب شناسی دلیلی بر وجود عفونت منتشر خونی و مننژیت احراز نگردید و با توجه به شرح فوق علت فوت عوارض ناشی از صدمات متعدد جسمانی متعاقب اصابت جسم سخت تعیین می‌گردد.» (ص۶۵۰ جلد ۴)

متعاقباً کمیسیون پزشکی قانونی مرکب از ٧ نفر از پزشکان متخصص پزشکی قانونی در پاسخ استعلام بازپرس، علت فوت وی را مجموع صدمات و جراحات وارده طی ٧۲ ساعت قبل از فوت اعلام کرده‌اند. (ص۲۲۵۰ جلد ۱۱)


۴-۲. مرحوم امیر جوادی‌فر متولد ۱٣۶٣، ۲۵ ساله در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ توسط دادسرای امنیت تهران با قرار بازداشت موقت به بازداشتگاه کهریزک معرفی و بازداشت می‌گردد. وضعیت جسمانی و حال عمومی وی به دلیل ضرب و جرح در حین دستگیری و همچنین ضرب و جرح در بازداشتگاه کهریزک نامساعد بوده است. وی در تاریخ ۲٣/۴/٨٨ در ساعت ۱۲:۱۵ در حین انتقال از کهریزک به زندان اوین در داخل اتوبوس به لحاظ شرایط بد ناشی از نگهداری در بازداشتگاه و صدمات بدنی وارده فوت می‌نماید. در گزارش معاینه جسد به شرح صفحات ۶۵٣ و ۶۵۴ جلد ۴، آثار ضرب و جرح و صدمات متعدد در جسد وی مشاهده و گواهی شده است و کمیسیون ۱٣ نفره پزشکی قانونی نیز پس از تایید آثار ضرب و جرح متعدد روی جسد، علت مرگ وی را صدمات متعدد نسوج نرم و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم سخت تعیین نموده است. (ص۶۵۲ جلد۴)

کمیسیون ٧ نفره پزشکی قانونی در پاسخ استعلام بازپرس، علت فوت وی را مجموع صدمات و جراحات وارده طی ٧۲ ساعت قبل از فوت اعلام کرده است. (ص۲۲۵۱ جلد ۱۱)


۴-٣. مرحوم محمد کامرانی متولد ۱٣٧۰، ۱٨ ساله در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ توسط دادسرای امنیت تهران با قرار بازداشت موقت به بازداشتگاه کهریزک معرفی و بازداشت می‌گردد. مشارالیه پس از تحمل ۴ روز بازداشت در کهریزک در اثنای اعزام و تحویل به زندان اوین به حالت کما رفته و ابتدا به بیمارستان لقمان حکیم اعزام سپس توسط پدرش به بیمارستان مهر منتقل و در تاریخ ۲۵/۴/٨٨ فوت نموده و در گزارش معاینه جسد آثار ضرب و جرح و صدمات متعدد بر روی جسد وی مشاهده و گواهی شده است. (ص۶۵٩ جلد ۴)

کمیسیون ۱٣ نفره پزشکی قانونی پس از تایید آثار ضرب و جرح بر روی جسد آن مرحوم علت مرگ را نارسایی حاد کلیوی ناشی از آسیب متعدد نسوج عضلانی به دنبال اصابت جسم سخت اعلام نموده است. (ص۶۵۱ جلد۴)

کمیسیون ٧ نفره نیز در پاسخ استعلام بازپرس، مجموع صدمات و جراحات وارده طی ٧۲ ساعت قبل از فوت را علت مرگ وی اعلام نموده است. (ص۲۲۴٩ جلد۱۱)


4. نتیجه تحقیق از متهمان:

۵-۱. سرهنگ دوم فرج کمیجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک

نامبرده علیرغم محدودیت ظرفیت بازداشتگاه، دستور پذیرش بازداشت شدگان حوادث اخیر را صادر و علت آن را دستور سردار رجب‌زاده ، که از طریق سرهنگ عامریان به وی ابلاغ شده، اعلام نموده است. وی حسب اقاریر مامورین و اظهار شاکیان، دستور ضرب و جرح بازداشت‌شدگان را صادر نموده است. سرهنگ یاد شده در تحقیقات به عمل آمده اظهار داشته کلیه مسئولین بازرسی فاتب در جریان وضعیت بازداشتگاه کهریزک بوده و اقدامان با هماهنگی آنان انجام می‌شده است. نامبرده در مورد علت عدم تغذیه کافی برای بازداشت شدگان ضمن اعلام اینکه تصمیم در این خصوص با سلسله مراتب فرماندهی بود اظهار داشته آنجا بازداشتگاه نبوده، کثافتخانه درست کرده بودند و روزانه دو تانکر آب در اختیار بازداشتگاه می‌گذاشتند و دو وعده غذا برای بازداشتی‌ها می‌فرستادند. نامبرده معترف است که به دستور سرهنگ فلاح نامه‌ای خطاب به دادستان عمومی وقت تهران صادر و ارسال نموده و برخلاف واقع گزارش کرده که: «بر اساس اعلام بیمارستان مهر و شهدای تجریش و لقمان، هر سه متهم در اثر بیماری مبتلا به مننژیت فوت نموده‌اند و علّت فوت آنان بیماری مننژیت بوده و بهداری زندان کهریزک نیز علت اولیه فوت جوادی‌فر را مننژیت و ایست قلبی اعلام نوده است و هیچ‌گونه ضرب و شتمی در خصوص متهمین در زندان صورت نگرفته است.»

همچنین حسب محتویات پرونده و گواهی گواهان نامبرده با حضور در بازداشتگاه، شخصاً شاهد ایراد ضرب و جرح آنان توسط مامورین بازداشتگاه بوده است. (برگ‌های ۱۰۰۵، ٨٩٧، ٩٩٣، ٩٩٧، ۱۲۱۵، ۱٨۴٨، ۱۵۶٣، ۱٧۲۴، ۲۴۱۴ الی ۲۴۱٧ جلد ۱۲ پرونده)

۵-۲. استوار خمیس آبادی، افسر نگهبان مورخ‌های ۲۰ و ۲٣/۴/٨٨

نامبرده در ظهر مورخ ۲۰/۴/٨٨ بازداشت‌شدگان را در ساعت ۱٣:۰۰ از قرنطینه خارج نموده و پابرهنه بر روی آسفالت داغ، پامرغی، کلاغ‌پر و چهار دست و پا می‌برده و برخی از آنان را مجبور می‌کرده که بر روی کمر یکدیگر سوار شده و هرکس سرپیچی می‌کرد او را با لوله پی‌.وی.سی کتک می‌زده و مدعی است که سرهنگ کمیجانی به وی دستور ضرب و جرح بازداشتی‌ها را داده است و بعضی از بازداشت‌شدگان نیز این موضوع را گواهی کرده‌اند.

استوار یاد شده ٣ تن از بازداشت‌شدگان به نام‌های مسعود علیزاده، سامان محامی و احمد بلوچی را در ساعت ۲۲:۰۰ همان تاریخ به بهانه اخلال در نظم از قرنطینه خارج نموده و به شدت مورد ضرب قرار داده و دستور آویزان نمودن آنان از پا و ضربه زدن با لوله به آنان را داده است. و خود نیز به همراه محمد کرمی (متهم ردیف یازدهم) و ستوان گنج‌بخش هر ٣ نفر را مورد ضرب و جرح قرار داده است. (برگ‌های ۱۶۶، ٩۲٧ جلد ۵، ۱۱۶٣ جلد ۶، جلد ۶ ۱٣۵۴ جلد ٧، ۱٧٨٩ جلد ٩ و ٨٩٣ پرونده)

استوار خمیس‌آبادی در تحقیقات به عمل آمده به شرح برگه ٩٣٣ جلد ۵ پرونده صراحتا به اقدامات و ایراد ضرب و جرح بازداشت‌شدگان اعتراف و اقرار نموده و اظهار داشته که سرهنگ فلاح مسئول بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ و سرهنگ کمیجانی و رئیس بازداشتگاه به وی دستور و تذکر داده‌اند که بدون ترحم و با خشونت با زندانیان برخورد نماید و الا وی را توبیخ و تنبیه انضباطی خواهند نمود. علاوه بر آن متهم به شرح صفحه ۱۶۶ جلد ۱ و در مواجهه حضوری با تعدادی از شکات به شرح صفحات ٨٩٣ و ٩۲٧ جلد ۵ و صفحات ۱۱۶۵، ۱۱۶٧، ۱۲۱٩ جلد ۶ و صفحه ۱٣۵۴ جلد ٧ و صفحه ۱٧٨٨ و ۱٧٩۰ جلد ٩ و صفحه ۲٣۶۱ جلد ۱۲ ایراد ضرب و جرح بازداشت‌شدگان را قبول نموده است.

۵-٣. استوار ابراهیم محمدیان، افسر نگهبان مورخ ۱٩ و ۲۲/۴/٨٨

یاد شده حسب محتویات پرونده در مورخ ۱٩/۴/٨٨، بازداشت‌شدگان را در زمان پذیرش عریان نموده و آنان را مورد ضرب و جرح قرار داده است. وی در تحقیقات به عمل آمده، صراحتاً به ایراد ضرب و جرح اعتراف نموده و مدعی است این اقدامات را حسب روش جاری بازداشتگاه انجام داده است. (برگ‌های ۱۰۰۲، ٩٣۶ الی ٩۴۴ جلد ۵ و ۱٣۵٩ جلد ٧ پرونده)

نامبرده در مورخ ۲۲/۴/٨٨ نیز افسر نگهبان بوده و بازداشت‌شدگان را جهت آمارگیری از قرنطینه خارج و آنان را به همراه محمد کرمی با لوله پی‌.وی‌.سی مورد ضرب و جرح قرار داده است. علاوه بر آن متهم به شرح اوراق ٨٨٩ جلد ۵ پرونده و در مواجهه حضوری با تعدادی از شکات به شرح صفحه ٩٣۶ جلد ۵ و صفحه ۱٣۵٨ جلد ٧ و صفحه ۲٣۶۰ جلد ۱۲ ایراد ضرب و جرح بازداشت‌شدگان را پذیرفته است.

۵-۴. غیر نظامی محمدرضا کرمی (معروف به محمد طیفیل)

یاشده از افراد بازداشت شده تحت عنوان اراذل و اوباش و سابقه‌دار است که توسط رئیس زندان سرهنگ کمیجانی به عنوان سروکیل بند بازداشتگاه انتخاب شده است. در تحقیقات به عمل آمده اعتراف نموده است که حسب دستور مسئولین زندان، ضمن اهانت به بازداشت‌شدگان با لوله پی‌.وی.‌سی آنان را مورد ضرب و جرح قرار داده و سه نفر از بازداشت شدگان به نام‌های مسعود علیزاده، سامان محامی و احمد بلوچی را با آویزان نمودن از پا، تنبیه بدنی کرده است. وی به بهانه‌های واهی بازداشت‌شدگان را مورد اهانت و آزار و اذیت قرار می‌داده است. (برگ‌های ۱٣۴٨ و ۲۴۰٧ الی ۲۴۰٩ پرونده) نامبرده در تاریخ‌های ۱٩/۴/٨٨ الی ۲٣/۴/٨٨ به همراه افسر نگهبان وقت، کلیه بازداشت‌شدگان را مورد ضرب و جرح قرار می‌داده است. متهم به شرح صفحات ٧٧۰ جلد ۴ و ۲۴۰٧ جلد ۲ ایراد ضرب و جرح نسبت به یکی از شکات اعتراف دارد. ضمناً یاد شده در مواجهه حضوری با تعدادی از شکات به شرح صفحه ٧٨۲ جلد ۴ ایراد ضرب و جرح آنان را پذیرفته است.

۵-۵. سرهنگ روان‌بخش فلاح، رئیس بازرسی فاتب:

یاد شده معترف است که در مورخه ۱٩/۴/٨٨ در پی تماس تلفنی از دفتر سردار رجب‌زاده مبنی بر پذیرش بازداشت‌شدگان اغتشاشات اخیر در زندان کهریزک موضوع دستور سردار رجب‌زاده را به سرهنگ عامریان ابلاغ کرده است. همچنین نامبرده معترف است که پس از هماهنگی با سردار رجب‌زاده به دستور دادستان عمومی تهران نامه‌ای خلاف واقع در خصوص علت فوت متوفیان و عدم ضرب و شتم بازداشت‌شدگان تنظیم نموده و این نامه را جهت امضاء تحویل سرهنگ کمیجانی داده است. (برگ‌های ۱۰۱۵، ۱۱۵٨، ۱٨۱۴ الی ۱٨۱۶، ۲۴۵٨ و ۲۴۵٩ و نیز صورتجلسه مواجهه حضوری بین سردار رجب‌زاده و سرهنگ فلاح به شرح برگه ۱٩٨۵ جلد دهم پرونده)

سرهنگ فلاح به شرح برگه ۱٨۱۴ جلد ٩ پرونده معترف است که آقای مرتضوی دادستان وقت تهران از وی خواسته که چنین نامه‌ای به لحاظ مصلحت تنظیم شود و نامه را آقای مرتضوی برای مشارالیه دیکته کرده است.

۵-۶. سرهنگ محمد عامریان، رئیس عملیات بازرسی فاتب

نامبرده معترف است که در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ به دنبال تماس تلفنی آجودان فرماندهی انتظامی تهران بزرگ مبنی بر ابلاغ دستور رجب‌زاده و همچنین پس از تماس تلفنی سرهنگ فلاح رئیس بازرسی فاتب، دستور پذیرش بازداشت‌شدگان را علیرغم فقدان فضای مناسب و استاندارد در کهریزک به افسر نگهبان وقت داده است. وی در تاریخ ۲۱/۴/٨٨ در کهریزک حاضر شده و علیرغم اینکه بر حسب اظهارات سرهنگ کمیجانی به شرح برگه ۲٣۱۴ و ۲۴۴۰ جلد ۱۲ پرنده به همراه سرهنگ کمیجانی از قرنطینه بازدید به عمل آورده و اطلاع از این‌که بازداشت‌شدگان از نظر آب، غذا، بهداشت و درمان در وضعیت اسفناکی به سر می‌برند داشته لیکن اقدام موثری جهت رفع مشکلات بازداشت‌شدگان به عمل نیاورده است. (برگ‌های ۴٣۱، ۱۰۰٧، ۱۱۵۶، ۱٧۲۱، ۲۴٣۴ و ۲۴٣۵ جلد ۱۲ پرونده و صورتجلسه مواجهه حضوری بین سرهنگ عامریان، کمیجانی، گنج‌بخش و محمدیان به شرح برگه ۲۴٣٨ الی ۲۴۴۰ جلد ۱۲ پرونده)

۵-٧۵ سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ

نامبرده در تحقیقات به عمل آمده اختصاراً عنوان نموده که روش جاری تعیین شده از قبل در خصوص رفتار با بازداشت‌شدگان مورد تأیید وی نبوده است، لذا مشارالیه در اردیبهشت ٨٨ دستور داده که هیچ یک از مأمورین حق ضرب و جرح بازداشتی‌ها را ندارند. وی در طول مدت فرماندهی تا تعطیلی بازداشتگاه یک نوبت از کهریزک بازدید نموده است. سرتیپ رجب‌زاده با توجه به این‌که مسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را بر عهده داشته و بازداشتگاه نیز زیر نظر بازرسی فرماندهی مذکور اداره می‌شده است توضیحات و توجیهات قابل قبولی را برای رفع مسئولیت از خود ارائه ننموده است.

در خصوص دستور گزارش خلاف واقع، صورتجلسه مواجهه حضوری بین سرهنگ فلاح و سرتیپ رجب‌زاده به شرح برگه ۱٩٨۵ جلد ۱۰ پرونده حاکی از این است که به دستور سرتیپ رجب‌زاده، سرهنگ فلاح نامه گزارش خلاف واقع را تنظیم و با امضای سرهنگ کمیجانی نزد دادستان وقت تهران ارسال نموده است. (برگ‌های ۱٣۰۰، ۱۵۰۲ الی ۱۵۰۶ و ۱٩٨٧ جلد ۱۰ پرونده)

۵-٨. ستوان کاظم گنج‌بخش، کمک افسر نگهبان مورخ ۱٩/۴/٨٨

یاد شده در حین پذیرش افراد بازداشتی در مورخ ۱٩/۴/٨٨ آنان را مورد ضرب و فحاشی قرار داده و در شب مورخ ۲۰/۴/٨٨ نیز به همراه استوار خمیس‌آبادی، مسعود علیزاده را از قرنطینه خارج نموده مورد ضرب و جرح قرار می‌دهد. همچنین نامبرده مامور بدرقه بازداشت‌شدگان از کهریزک به زندان اوین بوده که علیرغم وضعیت نامناسب جسمانی بازداشت‌شدگان با آنان برخورد مناسبی نداشته است. در تحقیقات

به عمل آمده، شهود مراتب مذکور را مورد گواهی قرار داده‌اند. (برگ‌های ٨٩٩ جلد ۵، ۱۲۱٧، ٨۱۱ الی ٨۱٣ جلد ۴، ۲۴۲۵ و ۲۴۲۶ جلد ۱۲ پرونده)

۵-٩. استوار اکبر رهسپار، کمک افسر نگهبان مورخ ۱٩/۴/٨٨

یادشده از مامورین بازداشتگاه کهریزک بوده که در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ به عنوان کمک افسر نگهبان وقت، در زمان پذیرش، بازداشت‌شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده است. وی در مورخه ۲٣/۴/٨٨ نیز به عنوان مامور بدرقه بازداشت‌شدگان به زندان اوین بوده است که در زمان انتقال ضمن بدرفتاری و فحاشی به متهمان علیرغم وخیم بودن حال مرحوم جوادی‌فر در داخل اتوبوس و با وجود تذکر و تقاضای مکرر سایر افراد، هیچ اقدامی جهت انتقال وی به اورژانس انجام نمی‌دهد که در نهایت، امیر جوادی‌فر در داخل اتوبوس فوت نموده و پس از آن جسد را با یک خودروی ون به بازداشتگاه کهریزک برمی‌گردانند.

یادشده به ایراد ضرب و جرح متهمان اعتراف نموده است و در تحقیقات به عمل آمده شهود به موارد فوق گواهی داده‌اند. (برگ‌های ۶۰۱، ٨۲۴، ۱۰۰۲، ۱٣٧٩، ۱٨۴۰ پرونده)
۵-۱۰. استوار حمید زندی، افسر نگهبان مورخ ۲۶/٣/٨٨

یادشده بازداشتی‌ها را هنگام پذیرش عریان نموده و آن‌ها را مورد اهانت و ضرب و جرح قرار داده است. مشارالیه به عریان نمودن متهمان برابر روش جاری و ضرب و جرح متهمان اعتراف نموده است. (برگ‌های ٩۱٩، ۱۰٣٧، ۱٧۶۶، ۱٧٧۲، ۲۴۲۰ و ۲۴۲۱ جلد ۱۲ پرونده)

۵-۱۱. استوار مجید وروایی، جمعدار بازداشتگاه

یادشده که جمعدار زندان کهریزک بوده حسب اظهارات و ادعای تعدادی از شکات در تاریخ ۶/۴/٨٨ بازداشت‌شدگان را در هنگام انتقال به زندان اوین مورد ضرب و جرح و اهانت قرار می‌داده است که با عنایت به اظهارات شهود و مطلعین به شرح صفحات ۲٣٣۱ الی ۲٣٣۶ جلد ۱۲ اتهام وی محرز و انکار نامبرده بلاوجه می‌باشد.

۵-۱۲. گروهبان مهدی حسینی‌فر افسر نگهبان وقت مورخ ۲۵/٣/٨٨

یاد شده در تحقیقات به عمل آمده صریحاً اعتراف نموده که یکی از متهمین حوادث اخیر به نام سید مسعود رضوی را به قصد تهدید و ارعاب به محوطه آزاد خارج از بازداشتگاه برده و داخل گودالی انداخته و اطراف بدنش را با خاک پوشانده و سپس او را در همان مکان بدون محافظ رها نموده و روز بعد او را از لای خاک و سنگ گودال بیرون آورده است. وی همچنین به ایراد ضرب و جرح سایر بازداشت‌شدگان اعتراف نموده است. (برگ‌های ٩۲۶، ٩٩۶، الی ٩٩٨، ۱۲۴۱، ۱۲٣۴، ۱٧٨۰، ۱۵۱۶، ۱۶٩٧، ۱٧۰۵، ۲۴۲۲ و ۲۴۲٣ پرونده)

ج) دلایل اتهامات انتسابی به متهمان:

۱. موضوع قتل منتسب به استوار محمد خمیس آبادی، استوار ابراهیم محمدیان و غیرنظامی محمدرضا کرمی:

با عنایت به محتویات پرونده غیر از محتویات پرونده غیر از سه متهم مذکور، سایر متهمان به ایراد ضرب و جرح (ستوان سید کاظم گنج‌بخش، استوار اکبر رهسپار، استوار حمید زندی، گروهبان سید مهدی حسینی‌فر و استوار مجید وروایی) بر اساس تحقیقات انجام شده در ایراد ضرب و جرح سه نفر متوفی نقشی نداشته‌اند؛ زیرا متهمان کاظم گنج‌بخش و مهدی حسینی‌فر نسبت به تعداد مشخصی از بازداشت‌شدگان که متوفیان جزو آنان نبوده‌اند ایراد ضرب و جرح نموده‌اند و رضایت بعضی از آن‌ها را جلب کرده‌اند و متهمان مجید وروایی و اکر رهسپار نیز جمعدار و مامور بدرقه زندانیان بودند و فقط در بدو پذیرش اولیه و خارج از محیط بند و قرنطینه یا هنگام اعزام آنان از کهریزک به اوین تعداد مشخصی از بازداشت‌شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند و استوار حمید زندی نیز در زمان حضور بازداشت‌شدگان ۱٨ تیر ٨٨ در مرخصی بوده و ایراد ضرب و جرح منتسب به وی مربوط به بازداشت‌شدگان قبل از ۱٨ تیر می‌باشد. علیهذا انتساب ایراد ضرب و جرح منتهی به قتل سه نفر متوفی به سه متهم پرونده استوار محمد خمیس‌آبادی، استوار ابراهیم محمدیان و غیر نظامی محمد کرمی محرز است و با عنایت به دلایل ذیل قتل مذکور عمدی و از مصادیق بند ب ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی است:


١-١. در خصوص اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی منتهی به قتل سه نفر از بازداشت شدگان، سوابق موجود در زندانیان بیانگر این بوده است که استوار ابراهیم محمدیان و محمد خمیس‌آبادی در مدت حضور بازداشت‌شدگان (از تاریخ ٩/۴/٨٨ لغایت ۲٣/۴/٨٨) عهده‌دار افسر نگهبانی بوده‌اند و محمد کرمی به عنوان وکیل بند در داخل زندان حضور داشته است و با توجه به نظریه کمیسیون هفت نفره پزشکی قانونی مبنی بر اینکه جراحات وارده در ٧۲ ساعت قبل از فوت، منتهی به مرگ متوفیان شده است و با توجه به تاریخ فوت کشته‌شدگان که به ترتیب ۲٣، ۲۴ و ۲۵/۴/٨٨ بوده است، لذا انتساب قتل به سه متهم مذکور (خمیس‌آبادی، محمدیان و کرمی) محرز است.


١-٢ . افسران نگهبان زندان وظیفه کنترل و نظارت بر زندانیان را بر عهده داشتند و از میان کارکنان زندان غیر از رئیس زندان فقط افسر نگهبان حق ورود و تردد به داخل قرنطینه و بند های زندان را داشته اند و حتی اگر ضرورتی به حضور کارکنان زندان از جمله عوامل بهداری به داخل بند ها ایجاب می نمود صرفاً با اجازه و حضور افسر نگهبان در محل امکان ورود آنها وجود داشته است و با توجه به اینکه حسب محتویات پرونده و اظهارات شکات بیشترین ضرب و جرح ها توسط افسر نگهبان و وکیل بند ( محمد کرمی) صورت می گرفت و بر اساس صفحات ٩۰، ٩١ و ٩٢ تعدادی از شکات سه نفر متهم مذکور را در بازرسی کل ناجا شناسایی کرده اند. لذا انتساب ایراد ضرب و جرح نسبت به متوفیان توسط سه نفر متهم مذکور محرز است.


١-٣. وضعیت اسفناک قرنطینه محل نگهداری بازداشت شدگان ( از جمله سه نفر متوفیان ) از جهت بهداشت و تغذیه و فضای نگهداری و هوای گرم تابستان و عدم تهویه و آب آشامیدنی آلوده و نبود امکانات دارو و درمان و عوامل متعدد دیگر که حداقل نیازهای اولیه است موجب تحلیل قوای جسمانی و ضعف مفرط بدنی و کاهش مقاومت بازداشت شدگان در مقابل جراحات ناشی از ضرب و جرح شده است و با عنایت به نظریه کمیسیون پزشکی قانونی در خصوص تعیین علت تامه فوت و با احراز ایراد ضرب و جرح وارده به متوفیان توسط سه نفر متهم مذکور رابطه علیت بین ایراد ضرب و جرح و فوت آنان محرز است.


١-۴. با توجه به اینکه بازداشتگاه کهریزک مختص نگهداری ارازل و اوباش بوده ایراد ضرب و جرح به بازداشت شدگان به یک رویه جاری و معمول تبدیل و حوادث اتفاق افتاده قبل از انتخابات در بازداشتگاه مذکور و عدم پاسخ خواهی از مسئولین مربوطه موجب تجری مأمورین بازداشتگاه گردیده و به تصور عدم بازخواست از آنان بازداشت شدگان از جمله سه نفر متوفیان را مورد ضرب و جرح قرار می داده اند.


١-۵. بعضی از شکات پرونده از مأمورین بازداشتگاه مطالبی تحت این عنوان که " تعدادی از آنان در زندان خواهند مرد" یا " شماره تلفن تماس خود را جهت تحویل اجساد به خانواده شان اعلام کنند." نقل کرده اند که حکایت از انجام اعمال مجرمانه ( ضرب و جرح) توسط مأموران بازداشتگاه دارد.


١-۶. با عنایت به اینکه سه نفر متهم مذکور در ایراد ضرب و جرح متوفیان عمد داشته اند و فعل ارتکابی آنان با وضعیتی که در بند ١-٣ فوق الذکر تشریح گردید ، نوعاً کشنده می باشد بنابراین نتیجه آن که قتل بوده نیز عمدی است و آماره حقوقی قوه قضائیه به شرح نظریات ۵۶۶٧/٧ مورخ ١۴/٨/١٣٨۴ و ۴٩٨١/٧ مورخ ١۶/٧/١٣٨۴ بر این امر که هرگاه عمل ارتکابی عمدی باشد نتیجه ناشی از آن نیز اعم از اینکه قتل یا ضرب و جرح باشد عمدی است تأکید نموده است.


١-٧. با توجه به نظریه پزشکی قانونی مبنی بر اینکه مجموع صدمات و جراحات وارده در ٧٢ ساعت قبل از فوت منتهی به مرگ متوفیان شده و در زمان مورد نظر هر سه نفر متهم نسبت به فوت شدگان ایراد ضرب و جرح داشته اند بنابراین صرف نظر از نوع و میزان و دفعات ایراد ضرب و جرح با عنایت به مواد ٢١۴ و ٢١۵ قانون مجازات اسلامی مشارکت آنان در قتل سه نفر محرز است.


١-٨. با توجه به شرایط بازداشتگاه و وضعیت جسمانی فوت شدگان در زمان بازداشت و نحوه ایراد ضرب و جرح توسط متهمان مذکور در ارتکاب قتل مفروض است و عمل ارتکابی آنان با بند ب ماده ٢۰۶ قانون مجازات اسلامی انطباق دارد.


٢. موضوع بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی منتهی به تلفات جانی و صدمات بدنی:

سرتیپ عزیزالله رجب زاده به عنوان فرماندهی انتظامی تهران بزرگ و سرهنگ روانبخش فلاح به عنوان رئیس بازرسی فاتب و سرهنگ محمد عامریان به عنوان رئس اداره عملیات فاتب به لحاظ سمت و مسئولیتی که داشته اند وظیفه اعمال فرماندهی و مدیریت و نظارت بر یگان و واحد های تحت امر خود از جمله بازداشتگاه کهریزک را به عهده داشته اند وظیفه اعمال فرماندهی و مدیریت و نظارت بر یگان و واحد های تحت امر خود از جمله بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشته اند که به لحاظ عدم انجام وظیفه قانونی مسئولین و مأمورین بازداشتگاه کهریزک ضمن عدم رعایت دستورالعمل های صادره در خصوص نحوه اداره زندن و برخورد با بازداشت شدگان و عدم ضرب و جرح آنان ( صفحات ١۰٨٣ ، ١١۰۶، ١١١٢ جلد ۶ ) با بازداشت شدگان برخورد مناسبی نداشته و مرتکب ضرب و جرح آنان شده اند که در سه مورد منتهی به قتل و در موارد متعدد منجر به ضرب و جرح شده است. بدیهی است چنانچه متهمان مذکور وظیفه قانونی خود را از

جهت اعمال نظر و یا مدیریت انجام می دادند و یا با مشاهده رفتار و اعمال خلاف قانون از ناحیه مأمورین ،آانها را باز خواست می کردند ضرب و جرح بازداشت شدگان به صورت یک رویه معمول تبدیل نمی شد و این موضوع که اختیار نظارت بر باز داشتگاه و اداره آن به بازرسی تفویض گردیده است نافی مسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ نخواهد بود زیرا طبق ماده ۴ آئین نامه انظباطی نیروهای مسلح، فرماندهی انتظامی مقامی است که در قبال انجام یا عدم انجام واحد تحت نظر خود مسئولیت دارد.


٣- موضوع گزارش خلاف واقع و آمریت در آن:

در مورد اتهام مذکور که جزئیات آن به شرح بند ١-٢١ ب کیفر خواست (صفحه ٩) تشریح شده است با عنایت به اقاریر صریح متهمان سرهنگ روانبخش فلاح و سرهنگ فرج کمیجانی به شرح صفحات (٩۶٧، ١۰١٧، ١۰١٩ جلد ۵، ١١۵٨ جلد ۶، ١٨۶۴و ١٨۶۵ جلد ٩ ) و ادعای سرهنگ فلاح مبنی بر تماس تلفنی با سرتیب رجب زاده و اعلام موضوع در خواست دادستان سابق عمومی تهران در خصوص تنظیم گزارشی در مورد اعلام علت فوت متوفیان و پاسخ سرتیپ رجب زاده مبنی بر همکاری با دادستان وقت ( ص ١٨١۴ و ١٨١۵ جلد ٩ ) و اقرار ضمنی سرتیپ رجب زاده به شرح صفحه ١٩٨۵ جلد ١۰ ، اتهام آمریت در تنظیم گزارش خلاف واقع منتسب به سرتیپ رجب زاده و مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع منتسب به سرهنگ روانبخش فلاح و سرهنگ فرج کمیجانی محرز است.


۴- موضوع محروم کردن زندانیان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی:

بر اساس اصول ٢٢ و ٣٩ قانون اساسی، حیثیت و جان و حقوق اشخاص از تعرض مصون است و هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت و زندانی شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است و بر اساس مواد ۴و ۵ قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی لازم است با افراد در مظان اتهام و مرتکبان جرائم، اخلاق و موازین اسلامی مراعات گردیده و خانواده دستگیر شدگان در جریان دستگیری آنان قرار گیرند که با عنایت به محتویات پرونده که در مراحل قبل تشریح گردیده است اصول و موارد مذکور با اقدامات متهمین نقض شده است.


۵. موضوع ایراد ضرب و جرح و اهانت ( تحقیر و تخفیف) به شکات و آمریت در ایراد ضرب و جرح:

با توجه به شکایات شکات اظهارات مطلعین، نظریات پزشکی قانونی (صص ۶٢٨، ۶٣٩ ، ٨۶۶ ، ٨٧٨ ، ١٣٢٢ ، ١۴٩۰ ،١۵٣۰ ، ٢١١٨، ٢٣٣٨، ٢۵٣۶، ....)و اقاریر صریح متهمان به ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت شدگان، اتهام ایراد ضرب و جرح و اهانت منتسب به استوار محمد خمیس آبادی، استوار ابراهیم محمدیان، ستوانسوم سید کاظم گنج بخش، استوار اکبر رهسپار ، استوار حمید زندی، گروهبان سید مهدی حسینی فر، استوار مجید وروایی و غیر نظامی محمد رضا کرمی محرز است. جزئیات این بند از اتهام به شرح بند ٣ و بند ۵-۵ الی ۵-١٢ کیفر خواست ( صص ١٢ و ١٣ و ١٨ الی٢١) تشریح شده است.

در خصوص اتهام آمریت در ایراد ضرب و جرح منتسب به سرهنگ فرج کمیجانی ( رئیس بازداشتگاه کهریزک) با توجه به ادعای بعضی متهمان از جمله استوار محمد خمیس آبادی ( صفحات ٩٢٧ جلد ۵ ،١٣۵۴ جلد ٧ و ٢٣۶١ جلد ١٢ ) و گروهبان سید مهدی حسینی فر ( صفحات ١۵١٨ جلد ٧، ١٧٧٨ جلد ٩ و ٢٢۶۰ جلد ١٢ ) ایراد ضرب و جرح به بازداشت شدگان به دستور رئیس بازداشتگاه (کمیجانی) صورت گرفته و بعضی از شکات اظهار داشته اند ایراد ضرب و جرح توسط متهمین در حضور و منظر سرهنگ کمیجانی بوده است؛ بنابراین انتساب اتهام آمریت در ایراد ضرب و جرح به وی محرز است.


۶- موضوع فراهم نمودن موجبات بدبینی مردم نسبت به ناجا:

با عنایت به سوء مدیریت و عدم نظارت صحیح بر امور بازداشتگاه توسط مسئولین بازرسی غائب و بازداشتگاه کهریزک و شرایط حاکم بر زندان از جهت وضعیت بهداشتی، تغذیه ، دارو و درمان و برخورد های نامناسب مأمورین شامل ایراد ضرب و جرح، اهانت و فحاشی و هتک حیثیت بازداشت شدگان و محروم نمودن آنان از حداقل نیاز های اولیه و سایر اقداماتیکه در قرار مجرمیت و کیفر خواست به آنها اشاره شده است و همچنین فوت سه نفر از باز داشت شدگان در اثر ضرب و جرح مأمورین و رسانه ای شدن و موضوع فوت آنان و وضع بازداشتگاه کهریزک که در نتیجه منتهی به صدور دستور تعطیلی بازداشتگاه مذکور توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی) گردید و با توجه به اینکه زندان کهریزک تحت مدیریت و نظارت نیروی انتظامی بوده است مجموع اقدامات مذکور موجب بدبینی مردم خصوصاً بازداشت شدگان و خانواده هایشان نسبت به ناجا گردیده است.

علیهذا با عنایت به مراتب مذکور اتهامات انتسابی به متهمین محرز و به استناد مواد ۵٧ (ناظر بر بند ج ماده ٧٨ قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح و تبصره ماده ٢۶٩ و ۶١۴ قانون مجازات اسلامی ) و ٢۰۵، (بند ب) ، ٢١۴، ٢١۵ ، ٢۶٩ (تبصره ٢)، ٣۶٧، ۴۰٣، ۴۰٨، ۴٢۴، ۴٢۵، ۴۴٢، ۴٨۰، ۴٨١، ۴٨۴، ۴٨۵، ۵٧۰، ۶۰٨، ۶١۴ قانون مجازات اسلامی و مواد ۵۴، ۵۵، ٧٨ (بندج) قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح و رعایت مواد ۴٢، ۴٧، ۴٨ ( در خصوص سید کاظم گنج بخش و محمد رضا کرمی ) قانون مجازات اسلامی و قانون استفساریه نسبت به کلمه اهانت و توهین یا هتک حرمت مندرج در مقررات جزائی مصوب ١٣٧٩ تقاضای تعیین کیفر درباره کلیه متهمان مذکور را دارد.


جرائم مذکور در تیر ماه سال ١٣٨٨ در حوزه قضایی استان تهران به وقوع پیوسته است.

معاون دادستان نظامی تهران - عباس پارساپور

Sunday, 19 December 2010

علیه خشونت… علیه حکومت اعدام و ترور


شکنجه امروز از این افکار سرچشمه می گیرد
آیت اله محمدی گیلانی:محارب بعد از دستگیر شدن،توبه اش پذیرفته نمی شود و کیفرش همان است که قران گفته.کشتن به شدیدترین وجه .حلق اویز کردن به فضاحت بار ترین حالت ممکن.تعزیر باید پوست را بدرد،از گوشت عبور کند و استخوان را بدرد.(روزنامه کیهان،۲۸ شهریور ۱۳۶۰)
آیت اله قدوسی: در زندان ها شکنجه صورت نمی گیرد اما مجازات اسلامی اعمال می شود.(مصاحبه با روزنامه کیهان۲۳ بهمن ۱۳۵۹)
آیت اله موسوی تبریزی:یکی از احکام جمهوری اسلامیت این است که هرکس در برابر این نظام عادل بایستد،کشتن او واجب است.زخمی اش را باید زخمی تر کرد تا کشته شود.این حکم اسلام است(مصاحبه با روزنامه کیهان،۲۹ شهریور ۱۳۶۰)
لاجوردی:ما در زندان ها تعزیر می کنیم و تعزیر با اجازه حکام شرع است(کتاب عبور از بحران اثر هاشمی رفسنجانی،صفحه ۴۴۰۵)
ایت الله ری شهری: اگر منظور از شکنجه همان تنبیهاتی است که اسلام به عنوان تعزیرات می گوید ما حتما ان را انجام می دهیم(مصاحبه با رادیو تلویزیون،۱۴ بهمن ۱۳۵۹ ).
برخی رویداد ها معنائی فراتر از خود دارند! رویدادهائی از این دست که در متن جامعه ایران جریان دارند، چهره واقعی حکومت ولائی-سپاهی را آشکار و برملاء می کنند؛ چهره‌ای که حکومت کنندگان با هر ترفندی سعی در لاپوشانی و بزک آن دارند، اما از آنجا که واقعیتی حی و حاضر است، از پشت نقاب و پرده فریب و دروغ مشاطه گری بیرون می افتد و بر ابعاد بحران عدم مشروعیت و بر دامنه رویگردانی‌های مردم از حکومت ولائی و دولت پادگانی می افزاید.

برخی رویداد ها معنائی فراتر از خود دارند! رویدادهائی از این دست که در متن جامعه ایران جریان دارند، چهره واقعی حکومت ولائی-سپاهی را آشکار و برملاء می کنند؛ چهره‌ای که حکومت کنندگان با هر ترفندی سعی در لاپوشانی و بزک آن دارند، اما از آنجا که واقعیتی حی و حاضر است، از پشت نقاب و پرده فریب و دروغ مشاطه گری بیرون می افتد و بر ابعاد بحران عدم مشروعیت و بر دامنه رویگردانی‌های مردم از حکومت ولائی و دولت پادگانی می افزاید.
ا عد ا م
خبرگزاری حقوق بشر ایران در تازه ترین روشنگری خود از “۱۲ اعدام در ماه آبان و ۱۷۰ اعدام در هشت ماه اول امسال” گزارش مستندی انتشار داده است. در شمار اعدام شدگان به نمونه‌ای استناد شده است که مصداق کیفر اعدام در مرز کودکی و نوجوانی است. ابعاد جنایتکارانه اعدام ها در ایران که در شرایط نقض ابتدائی ترین اصول و موازین حقوق بشر صورت می گیرد، پرده از خصیصه‌ای از حکومت ولائی بر می دارد که ذاتی آن است؛ در حکومت ولائی انسان تعریفی مبتنی بر مفاهیم ایدئولوژیک شده‌ی اسلام فقاهتی دارد؛ به این ترتیب که انسانیت و حتی حیثیت حیات انسان، مشروط و محدود به ارزش برتری بنام اسلام فقهای حاکم است. دبیر فقهای شورای نگهبان- آیت الله جنتی- غیر مسلمانان را بیرون از انسانیت توصیف کرده است و خطبه های او در نماز جمعه، موعظه کشتار و اعدام است. به هر کیفیتی که انسان در گفتمان اسلام فقاهتی مفهومی تجزیه پذیر است، حقوق و آزادی انسان نیز، کمیتی شقه شقه و تنها از آن خودی هائی است که ولایت مدار و پیرو ولایت مطلقه فقیه هستند.
اعدام شهلا جاهد تازه ترین نمونه از جباریت و شقاوت قضاوت فقاهتی در ایران است. بردار کردن او، از پس ۸ سال به اصطلاح دادرسی، در زاری و التماس و التجاء شهلا که می گفت اعتراف اولیه ناشی از فشار شکنجه بوده و قاتل لاله او نیست، زخم تازه‌ای بر وجدان جامعه است. احساس درد این زخم، ناشی از احساس مسئولیت شهروندی در قبال این بیداد و شقاوت است. بررسی ابعاد گوناگون اعدام شهلا جاهد در مجال این یادداشت نیست. می توان دید قصاص تا چه اندازه بدترین نوع خشونت را در اذهان انسانها نهادینه می کند؛ بربریتی را به جامعه تحمیل می کند که در آن انسان محق و مجاز است که به خونخواهی و انتقام برخیزد و در کشتار همسر و همبالین، هموطن و همنوع، برائت و رضایت خود بجوید! قصاص روان جامعه را زخمدار و خونچکان می کند؛ تا زمانی که درد زخم‌هائی از این دست را در وجدان خویش احساس نمی کنیم، در ساختن آینده‌ای برای ایران، بری از قصاص وبیرون از بیداد و اعدام، کماکان ناتوان باقی خواهیم ماند.
سید عزت الله رشمه ای نما یند و دبیر اول سا زمان همبستگی ملی جو انان ایران(انگلستان)در سوئد

داستان لاریجانی ها، حکایت توجیه زور و تزویر حکومتی هاست


در راس دو نهاد حکومتی دیگر، برادران لاریجانی نشستەاند که شایستگی شان را در اطاعت محض و گوش بفرمانی مطلق آنها از منویات ولی فقیه می باید نشانه گرفت. رئیس مجلس، علی لاریجانی است که با عملکرد خود نشان داده که زبون ترین رئیس مجلس اسلامی در طول سی سال حیات آن است. و رئیس قوه قضایە، دیگر برادر لاریجانی هاست که نه فقط پنجمین رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که بی شخصیت ترین آنهاست.

درگیری های درونی جریان “اصول گرایان” حکومت اسلامی که اینک تمامی مواضع و مناصب حاکمیت را در دست خود دارد، از جمله می باید در چالش های بین قوه مجریه از یکسو و دو قوه مقننه و قضاییه از دیگر سو ردگیری شود، و از بررسی آن، این نتیجه را گرفت که از ستیزهای سترونی از ایندست، چیزی عاید جنبش دمکراتیک ایران نمی شود.

دولت در جمهوری اسلامی، اکنون به تمامی در دست باند تمامیت خواه احمدی نژاد قرار دارد. او از موضع تعرضی و انحصار گرایی خالص، می خواهد و می تواند مهر خود را در و بر همه زمینه های کشورداری بکوبد، و دو رکن ساختاری دیگر را یا دنباله رو خود کند و یا که به گونه بس تحقیر آمیز آنها را دور بزند. رئیس این باند، برتری جویی نهاد خود بر دو نهاد دیگر را اینگونه تبیین کرده است که: “چون رئیس جمهور منتخب مردم است، پس در راس امور قرار دارد!” دولت کودتایی انتخاباتی، به پشتوانه قدرت مالی و تشکیلات اجرایی وسیع و مهمتر از همه بر بستر خفقان سیاسی و سرکوب روزنەهای انتقاد و اعتراض در جامعه که با شراکت همه جریان “اصول گرا” اعمال شده است ، در مسیر بهم زدن توازن قوا به سود خود و علیه دو نهاد دیگر پیش می رود. این پیشروی ها، البته با سمتگیری حکومت ولایت فقیه مبنی بر تمرکز قدرت در ساختار سیاسی کشور همخوانی دارد، و در واقع بگونه ولو غیرمستقیم، حاصل چنین سمتگیری است. جسارت ورزی احمدی نژاد اما، با زبونی لاریجانی ها در راس دو رکن دیگر حکومتی معنی بیشتری پیدا می کند

در راس دو نهاد حکومتی دیگر، برادران لاریجانی نشستەاند که شایستگی شان را در اطاعت محض و گوش بفرمانی مطلق آنها از منویات ولی فقیه می باید نشانه گرفت. رئیس مجلس، علی لاریجانی است که با عملکرد خود نشان داده که زبون ترین رئیس مجلس اسلامی در طول سی سال حیات آن است. او در تحقیر شاٌن مجلس و به حراج گذاشتن آن، حایز رتبه اول است، حتی بیشتر از حداد عادل که عزیز کرده خود “آقا” بود! کارنامه او مالامال از عقب نشینی های مفتضحانه پی در پی در برابر شلتاق های دولتیان است. و رئیس قوه قضایە، دیگر برادر لاریجانی هاست که نه فقط پنجمین رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که بی شخصیت ترین آنهاست. او مترسکی است که تمام معاونان و اعضای ارشد دستگاه تحت اداره او نه فرمانبر وی، که راه انداز او هستند. کسانی که احکام عمل را یا مستقیماً از اتاق فرمان بیت رهبری می گیرند، و یا از ارگان های اجرایی تجسس و سرکوب قوه مجریه. از برادر بزرگتر لاریجانی ها نیز یاد باید کرد که ریاست نهاد حقوق بشر در جمهوری اسلامی را دارد ! یعنی همان داستان سپردن گوشت به دست گربه! کسی که ظاهراً از اجراییات دست کشیده است تا پشتوانە ای باشد درعرصه نظری و نظریه دهی برای همه سیاهکاری های حکومت جمهوری اسلامی، و نیز اثبات “حقانیت و مشروعیت” آن در جنایاتی که مرتکب می شود. او مرتجع ترین ریاضی دانی است که جامعه ما تاکنون به خود دیده است

آیا در منصب نشینی دو برادر لاریجانی ها در جمهوری اسلامی می توان رمز گشایی کرد و به استنباط معینی از موقعیت کنونی جمهوری اسلامی دست یافت؟ پاسخ، آری است اگر که مشابهت عملکرد هر دو آنها را در نظر بگیریم! کرنش در برابر ولایت فقیه تا حد مجیز گویی تهوع آور او، عقب نشینی های مکرر در برابر گستاخی های غیر قانونی و قانون شکنی های گستاخانه احمدی نژادها و حتی زیردستان خودشان، کینه توزی بی پایان نسبت به اصلاح طلبان دینی، و اعمال قساوت یا دفاع از بی رحمی ها در قبال منتقدان حکومت، و بلاخره مالە کشی و توجیه هرگونە عملکرد حکومت حتی اگر با هیچ معیار دینی نتوان بر آنها اغماض داشت، می باشد. اینها بمعنی آنست که جمهوری اسلامی امروز در تیپ لاریجانی ها نفس می کشد، و دیر وقتی است که عناصر حیاتمند خود را دیگر از دست نهاده است! عناصری که حد معینی از استقلال نظر، رای و عمل را در چارچوب جمهوری اسلامی داشتند، و اگر چه خود با حکومت اسلامی حیات می یافتند، اما به سهم خود نیز در نفس آن گرما و نیرو می دمیدند. حکومت اینها را بیرون ریخته است و لاریجانی ها را بر کشیده است؛ کسانی که چه در لباس و چه در عبا، بوروکراسی فقهی چاکر صفت و روحانیت حکومتی مطیع را نمایندگی می کنند. آنها از اینرو در این

مناصب نشانده شده اند که سر سپرده محض در کار توجیه زور و تزویرند

سید عزت الله رشمه ای نما ینده و دبیر سا زمان در سو ئد



Monday, 13 December 2010

برای لغو فوری اعدام و سنگسار متحد شویم

در شرایطی که فضای بین المللی همچنان در ابعاد قابل توجه ای متآثر از صدور احکام اعدام و سنگسار در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم اسلامی می باشد، در شرایطی که خانواده زندانیان سیاسی بخشی از زندگی روزانه خود را در پشت درب زندانهای ایران سپری می کنند، دستگاه وحشیگری و یاغی رژیم آدمکشان اسلامی سرعت بیشری به خود می گیرد. مصباح یزدی بار دیگر تأکید می کند: دست دزد را باید برید و محارب را باید کشت.

اکنون زندگی شیوا نظرآهاری، فعال حقوق زن و کودک نیز در مواجه با اتهام "محاربه"،"تبلیغ علیه نظام" با خطر جدی اعدام روبرو است. دست بریدن، چشم در آوردن، اعدام و سنگسار یکی از روشهای شناخته شده جنایتکاران اسلامی برای ادامه حیات منحوسشان است. جمهوری اعدام و کشتار پس از سه دهه بربریت، در پرونده سیاه خود خاوران ها، لعنت آبادها و کهریزکها و بیش از صد هزار اعدام را دارد.

باید جلوی این بربریت اسلامی را گرفت!

سران رژیم اسلامی و عاملان و آمران ماشین سرکوب اسلامی باید بجرم اعدام، ترور، تجاوز و سنگسار هزاران نفر مورد محاکمه قرار گیرند. سازمان همبستگی ملی جو انان ایران (انگلستان)شا خه زنان سو ئد علیه مجازات اعدام همراه با تمامی سا زما نها و ونها د های بین الملی از تمامی نیروهای انساندوست و پیشرو می خواهد برای لغو فوری اعدام و سنگسار متحد شوند. ما کلیه انسان هایی که قلبشان برای آزادی و برابری می طپبد را به پیوستن و اعتراض بر علیه اعدام و هلیه رژیم اسلامی فرا می خوانیم.

زنده باد آزادی و برابری

زنده باد آزادی زن

سازمان همبستگی ملی جو انان ایران(انگلستان)شا خه زنان سوئد

دبیر ساز مان همبستگی زنان شا خه سو ئد

سر کار خانم لیا قی

جزئیات سنگسار مجبو به در سال 85 همراه با فیلم سنگسار


video

Thursday, 9 December 2010

جزييات سنگسار محبوبه در سال 85


در سال 2002 در اثر فشار هاي بين المللي اجراي حكم اسلامي سنگسار توسط قوه قضايه اسلامي متوقف شد
مقامات اسلامي به فعالان اطمينان دادند كه ديگر حكم اسلامي سنگسار اجرا نخواهد شد اما در ارديبهشت سال 85 هجري شمسي محبوه و عباس در مشهد سنگسار شدند.
مدارك در فيلم نشان داده ميشود و همچنين با دختر و پسر محبوبه هم گفتگو انجام شده اما شرح كامل سنگسار توسط اسيه اميني فعال حقوق بشر و روزنامه نگار


اميدوارم كه حالتو بد نشود
ساعت 2 صبح محبوبه را از زندان تحويل گرفتند و مي برند به قبرستان
وبه اينها مي گويند كه خودشان را غسل كنند چون سنگساري ها بعد از مرگ غسل نمي شوند بعد از مرگ كفن تن اين دو مي كنند و بالاي سرشان و پايين پاي هردو را شكلات پيچ مي كنند و پاها و دستانشان را با بند مي بندند و تنها صداي كه از اين دو شنيده مي شد صداي التماس محبوبه بود و مرد مشهدي هم اشهد مي خواند كه البته بهش گفته بودند كه بخواند و حدود 200 نفر ادم را با اتوبوس اورده بودند ودر شعاع 6 متري از دو گودال كه به فاصله دومتر از هم قارر داشتند قرار گرفتند
سپس يك نفر شروع كرد به رجز خواندن براي تحريك مردم و داستان ارتباط اين دو را به طرز زشتي تعريف مي كرد
بعد اينها را داخل چاله مي كنند و محبوبه خيلي پايين مي رود شما مي دانيد كه در قوانين اسلام زن از سينه به بالا بايد بيرون باشد و مرد از كمر به بالا محبوبه گودي برايش زياد بود لذا دوباره بيرونش اوردند و زير پايش را پر كردند و دوباره در چاله قار دادند
اولين فرد شروع به پرتاب سنگ كرد و بقيه به دنبالش سنگ زدند
كسي كه ماجرا را تعريف مي كرد گفت وقتي محبوبه را مي بردند با التماس مي گفت دستان مرا ببريد ولي با من اينكار را نكنيد و از همون اولين سنگ ديگر از مرد صداي نمي امد
ولي محبوبه همچنان كه سنگ مي زدند التماس مي كرد و سرش به زودي متلاشي شد
ومثل توپي شد كه مچاله شده
جالبه پژشك قانوني در ان وضعيت گفته بود كه هنوز زنده است
عباس از كمر به جلو خم شده بود وبعضي ها مي گفتند كه حتي قبل از پرتاب سنگ سكته كرده بود
ولي عبلس هم بدنش متلاشي شده بود و مثل گوسنفدي كه براي كله پاچه سرش را در مي اورند از سرش بخار بلند ميشد
بعد اينها را بيرون اوردند و خاك مي كنند و گفته بودند كه خبر ان نبايد پخش شود وكسي هم نبايد فيلم بگيرد كه ظاهرا خودشان گرفته بودند

video

Wednesday, 8 December 2010

ویدیویی تاریخی است از صحبت های خامنه ای در مدح موسوی و اندرزهای خمینی به خامنه ا

این قدرت با آدم ها چه می کند! ویدیویی تاریخی است از صحبت های خامنه ای در مدح موسوی و اندرزهای خمینی به خامنه ای. از دستش ندهید. video

Friday, 11 June 2010

مصاحبه گاردین با بسیجی گریخته/هواپیماهایی برای خروج رهبران ایران به سوریه آماده شده بود (+ ویدئو

روزنامه گاردین در شماره روز جمعه، 21 خرداد (11 ژوئن)، متن مصاحبه با چهار عضو سپاه پاسداران و نیروی بسیج را چاپ کرده که گفته اند به دلیل اینکه تحمل مشاهده برخورد نیروهای دولتی با معترضان را نداشته اند شغل خود را ترک کرده و به خارج گریخته اند. این روزنامه با چاپ تصویری از کارت عضویت محمد حسین ترکمان در نیروی بسیج، بخشی از متن مصاحبه ویدیوئی او را نقل کرده که در آن آمده است که آقای ترکمان هنگام کار در بسیج، با تیم های محافظ آیت الله خامنه ای رهبر ایران و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور این کشور

Former elite officers reveal tensions in Iran regime

Men describe measures taken to crush popular protests that erupted in the wake of last year's presidential elections


Protesters clash with police and security forces Link to this video

A remarkable series of interviews with former members of the Iran's Revolutionary Guard today offer a rare insight into one of the world's most oppressive regimes.

The four men, who have fled Iran and are in hiding in Turkey and Thailand, speak out in a documentary produced by Guardian Films and the Bureau of Investigative Journalism.

In testimony provided by the men, at least one of whom was part of last year's crackdown on opposition to the Iranian regime, the film reveals:

• Deep divisions within the Revolutionary Guard, the powerful military organisation at the heart of the Iranian state, which have widened since last year's repression of the so-called green opposition.

• Firsthand accounts of the measures taken to crush the popular protests that erupted in the wake of last June's presidential elections. The men interviewed describe the widespread use of rape and torture by the regime.

• A ruling elite so unsettled by the uprising that it had a plane on standby ready to fly the president, Mahmoud Ahmadinejad, and the supreme leader, Ayatollah Khamenei, to Syria at a moment's notice.

One former guard interviewed for the film says that until he fled the country earlier this year, he was part of the security team surrounding Khamenei. "I want people outside to know what is happening and what this regime is doing to them," says Muhammed Hussein Torkaman. He accuses the regime of betraying the values of the 1979 revolution in an effort to keep a grip on power.

Another former guard accuses the government of filling the ranks of the guards with young men from the countryside willing to carry out brutal assaults which more senior officers would not countenance. "The majority of these recruits ... have no idea of right or wrong," he says. The regime "hands them weapons and these young people come into the streets and commit acts of murder".

Iran's opposition leaders have called off rallies to mark the anniversary of last year's presidential election, in which Ahmadinejad controversially claimed victory. The decision is being seen as a setback for the pro-democracy movement.

مصاحبه گاردین با بسیجی گریخته/هواپیماهایی برای خروج رهبران ایران به سوریه آماده شده بود (+ ویدئو

روزنامه گاردین در شماره روز جمعه، 21 خرداد (11 ژوئن)، متن مصاحبه با چهار عضو سپاه پاسداران و نیروی بسیج را چاپ کرده که گفته اند به دلیل اینکه تحمل مشاهده برخورد نیروهای دولتی با معترضان را نداشته اند شغل خود را ترک کرده و به خارج گریخته اند. این روزنامه با چاپ تصویری از کارت عضویت محمد حسین ترکمان در نیروی بسیج، بخشی از متن مصاحبه ویدیوئی او را نقل کرده که در آن آمده است که آقای ترکمان هنگام کار در بسیج، با تیم های محافظ آیت الله خامنه ای رهبر ایران و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور این کشور


Former elite officers reveal tensions in Iran regime

Men describe measures taken to crush popular protests that erupted in the wake of last year's presidential elections


Protesters clash with police and security forces Link to this video

A remarkable series of interviews with former members of the Iran's Revolutionary Guard today offer a rare insight into one of the world's most oppressive regimes.

The four men, who have fled Iran and are in hiding in Turkey and Thailand, speak out in a documentary produced by Guardian Films and the Bureau of Investigative Journalism.

In testimony provided by the men, at least one of whom was part of last year's crackdown on opposition to the Iranian regime, the film reveals:

• Deep divisions within the Revolutionary Guard, the powerful military organisation at the heart of the Iranian state, which have widened since last year's repression of the so-called green opposition.

• Firsthand accounts of the measures taken to crush the popular protests that erupted in the wake of last June's presidential elections. The men interviewed describe the widespread use of rape and torture by the regime.

• A ruling elite so unsettled by the uprising that it had a plane on standby ready to fly the president, Mahmoud Ahmadinejad, and the supreme leader, Ayatollah Khamenei, to Syria at a moment's notice.

One former guard interviewed for the film says that until he fled the country earlier this year, he was part of the security team surrounding Khamenei. "I want people outside to know what is happening and what this regime is doing to them," says Muhammed Hussein Torkaman. He accuses the regime of betraying the values of the 1979 revolution in an effort to keep a grip on power.

Another former guard accuses the government of filling the ranks of the guards with young men from the countryside willing to carry out brutal assaults which more senior officers would not countenance. "The majority of these recruits ... have no idea of right or wrong," he says. The regime "hands them weapons and these young people come into the streets and commit acts of murder".

Iran's opposition leaders have called off rallies to mark the anniversary of last year's presidential election, in which Ahmadinejad controversially claimed victory. The decision is being seen as a setback for the pro-democracy movement.

Monday, 3 May 2010

شکنجه جو انان ایران تو سط لبا س شخصیها و نیرو ی انتظا می

شکنجه جو انان ایران تو سط لبا س شخصیها و نیرو ی انتظا می

در این فیلم شما مشا هده می کنید که چکو نه جو انانهای وطن رو که بعد از انتخا بات در تظا هرات شر کت کردن رو شکنجه می کنن.لبا س شخصیها در کنار نیرو انتظا می.این هم سند جنا یت این حکو مت.مرگ بر حکو مت دیکتا تور خا منه ای.و مرگ بر این رو باه سفتان

video