Sunday, 5 June 2011

جزئیاتی از طرح ترور« دکتر عبدالرضا سودبخش» از پزشکان کهریزک


جزئیاتی از طرح ترور« دکتر عبدالرضا سودبخش» از پزشکان کهریزک

بنابه گفته يکی از افراد نزديک خانواده استاد سودبخش به خبرنگار سرويس اجتماعی ما، ايشان درست کمتر از دوازده ساعت قبل از زمان پرواز و خروج از کشور، در حالی در بلوار کشاورز توسط يک موتور سوار به شهادت می رسد که دوربين های کنترلی سازمان حمل و نقل شهرداری و نيروی انتظامی حدود چهار ساعت قبل از ترور، به دستور مسئولين امنيتی از کار افتاده است.
اختصاصی خبرنگاران سبز/جامعه:
خبرنگاران سبز سرانجام توانست با رايزنی فراوان از چند تن ازخانواده درجه يک « دکتر عبدالرضا سودبخش» دانشيار بخش عفونی بيمارستان امام خمينی و استاد شهيد دانشگاه علوم پزشکی تهران که شب سی ام شهريورماه سال گذشته در ساعت ۲۱ هنگامی که قصد خروج از مطب خود را داشت مورد سوءقصد فردی آشنا برای حکومت قرار گرفت و به ضرب گلوله ترور و به درجه رفيع شهادت رسيد، به جزئياتی در مورد دلايل ترور اين استاد حامی جنبش سبز که شاهد جنايات بازداشتگاه کهريزک بوده است دست يابد.

پس از ترور استاد سبز علی محمدی که در آخرين سخنرانی هايش جهت‌گيری‌ و انتقادهای سياسی شفافی از حاکميت داشت، ترور استاد سودبخش جای بحث داشت. از همان ابتدا اين ترور برای جامعه پزشکی و کنشگران مدنی مشکوک بود.اما عوامل نظام يکی پس از ديگری با اظهار نظرهای سردرگم و کلاف پاره شده، سعی کردند تا اين قتل را به دور از مسائل سياسی به خورد رسانه ها دهند که اين تلاش از ابتدا بيهوده بود چرا که اين ترور دقيقن با برنامه ريزی و هدف خاصی درست يک روز قبل از سفر استاد سودبخش به يکی از کنپره های بين المللی انجام شده بود.

سردار احمدی مقدم يکی از افرادی بود که در اظهار نظری ناآگاهانه و بدور از مسئوليت، تروردکتر سودبخش را فاقد مسائل سياسی دانست و ارتباط اين پرونده را با حادثه کهريزک را شايعه ناميد. اما اين پرونده سرنخی با مسائل سياسی و پرونده کهريزک داشت چرا که فرزند دکتر سودبخش پس از شنيدن اين خبر دست از تحصيل در مالزی کشيد و با هدف پيگيری پرونده ترور پدرش به تهران آمد. در مقدماتی‌ترين اقدام فرزند دکتر سودبخش تقاضای تحويل دادن پرونده پدرش از پليس آگاهی به مسولان قضايی کرد که با مخالفت سرهنگ عباسعلی محمديان رئيس پليس آگاهی تهران روبرو شد که همين قضيه شائبه سياسی بودن اين ترور را به شدت قوت بخشيد.

خبرنگار سرويس اجتماعی خبرنگاران سبز نيز پس از چند ماه تلاش برای ارتباط با تنی چند از خانواده درجه يک استاد سودبخش، روز گذشته توانست به اطلاعاتی در این باره دست يابد. طبق گفته اين عضو از خانواده درجه استاد، استاد سودبخش يکی از معتمدترين اساتيد پزشکی و از مفاخر پزشکی به شمار می‌رفته است که به سمينارها و کنگره های پزشکی متعددی در سراسر جهان برای سخنرانی دعوت می‌شده است. استاد سودبخش در جريان جنايات بازداشتگاه کهريزک توسط مسئولين قضايی و نظامی برای معاينه مضروبين به اين بازداشتگاه فراخوانده شده بود و کاملا از کم و کيف جنايات اتفاق افتاده و شيوه به شهادت رسيدن جوانان کشور با خبر بوده است.

همچنین برخلاف عدم تمایل مسئولین بلندپایه نیروی انتطامی وقضایی برای مسئولیت پذیری درمورد این ترور، بنابه گفته این عضو نزدیک خانواده استاد سودبخش، سردار رادان و سعید مرتضوی، که در آن زمان سمت دادستانی تهران را برعهده داشت، کاملن در جریان آمد و رفت‌های استاد سودبخش به بازداشتگاه کهریزک بوده‌اند پس نمیتوانند پای خود را از این پرونده بیرون بکشانند.

بنابه گفته يکی از افراد نزديک خانواده استاد سودبخش به خبرنگار سرويس اجتماعی ما، ايشان درست کمتر از دوازده ساعت قبل از زمان پرواز و خروج از کشور، در حالی در بلوار کشاورز توسط يک موتور سوار به شهادت می‌رسد که دوربين‌های کنترلی سازمان حمل و نقل شهرداری و نيروی انتظامی حدود چهار ساعت قبل از ترور، به دستور مسئولين امنيتی از کار افتاده است وزمانيکه  فرزند دکتر سودبخش بررسی دوربين‌های موجود در بلوار کشاورز را درخواست می‌کند با جواب منفی و ضبط نشدن اين تصاوير در آن بازه زمانی روبرو می‌شود که امری مشکوک و غير منطقی است.

پرسش اما اینجاست که اگر جمهوری اسلامی ادعا می کند که استاد سودبخش توسط دشمنان نظام برای آسیب رساندن به پيشرفت علمی کشور همانند استاد علی محمدی ترور شده است، چرا تاکنون هيچگونه همکاری با فرزند و خانواده دکتر سودبخش انجام نداده است؟

به گفته اين عضو از خانواده استاد سودبخش، پس از به قتل رساندن مشکوک دکتر جوان رامين پوراندرجانی که تا کنون با بی تفاوتی قوه قضائيه و بی مسئوليتی مجلس، همانند پرونده کوی دانشگاه و پرونده استاد علی محمدی، با سکوت مسئولين امر روبرو شده است، اصلی‌ترين فردی که دارای اطلاعاتی در مورد جنايات بازداشتگاه کهريزک داشت شخص استاد سودبخش بوده است که به دليل سفرهای متعدد دکتر به خارج از کشور، از ترس افشا نشدن اين جنايات بايد هرچه زودتر از سر راه برداشته می‌شد.

همچنين طی این گفتگو، چنيدن بار سخن از يک انگشتر به ميان آمد که بنا بر درخواست گفتگو کننده فعلا اين موضوع باز نخواهد شد. به علاوه با توجه به کارشکنی‌های مسئولين امنيتی و قضايی، فرزند استاد سودبخش اظهار کرده است مصرانه در تلاش برای کشف عاملين ترور پدرش است و تا به سرانجام نرساندن این پرونده، دست از پیگیری بر نخواهد داشت چرا که پدری که سالها برای افتخار کشور دانشجویان زیادی را تحویل کشور داده است و در سمینارهای متعد نام کشور را پرآوازه کرده است، چرا باید با فشار آقایان سکوت اختیار و سرانجام ترور بشود؟

خبرنگاران سبز در تلاش است تا بتواند با رايزنی و کمک خانواده دکتر سودبخش، با فرزند ايشان نيز مصاحبه‌ای انجام بدهد تا از ناگفته‌های باقی مانده این پرونده نیز آگاهی کسب کند

Thursday, 2 June 2011

پزشک معالج هاله سحابی از علت فوت او می‌گوید


چون من بر حسب اتفاق تنها جراح حاضر در درمانگاه بودم از من خواسته شد ایشان را معاینه کنم / قلب در درمانگاه از کار افتاد و قبل از آن ایست قلبی اتفاق نیفتاده بود / زمانی که ایشان وارد درمانگاه شدند قلب و ریه فعال و به کار خود ادامه میدادند / آثار ضربه به شکم در سمت چپ بدن مشهود بود / ایشان از بدن سالمی برخوردار بودند / ایست قلبی و تنفسی کاملا مردود است / کاری از دستم بر نمی آمد مگر اینکه اطاق عملی در آن نزدیکی بود و میتوانستم ایشان را به اطاق عمل ببرم...

Wednesday, 1 June 2011

هاله سحابی در پی حمله نیروهای امنیتی به مراسم خاکسپاری پدرش جان باخت


هاله سحابی در پی حمله نیروهای امنیتی به مراسم خاکسپاری پدرش جان باخت

هاله سحابی (سمت راست) در حال گفت و گو با نرگس محمدی (چپ)، از فعالان حقوق زنان
هاله سحابی (سمت راست) در حال گفت و گو با نرگس محمدی (چپ)، از فعالان حقوق زنان
۱۱:۴۷
هاله سحابی، دختر عزت الله سحابی، صبح روز چهارشنبه در مراسم تشیيع جنازه پدرش که تحت کنترل شديد نيروهای امنيتی در جريان بود بر اثر حمله این نیروها سکته کرد و جان باخت.

گزارش های رسیده حاکی است خانم سحابی، که با مرخصی از زندان در مراسم خاکسپاری پدرش عزت‌الله سحابی شرکت کرده بود، بامداد امروز و در پی ضرب و شتم نيروهای امنيتی جان باخت.



منابع نزديک به فعالان ملی مذهبی در گفت ‌و گو با راديو فردا، ضمن تاييد اين خبر، علت مرگ خانم سحابی را «ايست قلبی» پس از انتقال به بيمارستان اعلام کردند.

بر پايه برخی گزارش‌ها، هاله سحابی با تصميم مأموران امنيتی برای تغيير مسير تشييع جنازه  مخالفت کرده و به همين دليل مورد حمله قرار گرفته بود.

 کمپين بين المللی حقوق بشر با اننتشار بيانيه ای از قول يک روزنامه نگار که در مراسم خاکسپاری عزت الله سحابی حاضر بوده گزارش داد که هاله سحابی پس از مداخله ماموران لباس شخصی و درحالی که فضای مراسم بسيار متشنج بود و پس از اينکه ماموران جنازه پدرش را با خود بردند دچار حمله قلبی شد و به دنبال آن پس از اينکه به درمانگاه لواسان برده شد درگذشت.

اين روزنامه نگار به کميپن بين المللی حقوق بشر گفته است که حضور لباس شخصی ها و ماموران امنيتی در اين مراسم زياد بود و در جريان مراسم ضرب وشتم صورت گرفت.

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران «با ابراز عميق تاسف از واقعه درگذشت هاله سحابی در مراسم تدفين پدرش حضور نيروهای لباس شخصی و ايجاد فضايی که منجر به درگذشت اين فعال سياسی و پژوهشگر دينی شد را محکوم می کند و آن را نشانه بارزی از سرکوب شديد فعالان سياسی و جامعه مدنی ايران می داند که حتی در مراسم تدفين عزيزان خود نيز شاهد ميدان داری نيروهای امنيتی و آزار و اذيت سيستماتيک افراد ناپاسخگوی بی هويت هستند.»

به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر، «اين روزنامه نگار گفت هاله سحابی، ۵۶ ساله، عکس پدرش را در دست گرفته بود که يک سری نيروهای لباس شخصی به وی حمله کردند که عکس را از او بگيرند. او سپس به سمت تابوت می رود اما او را با ضرب و شتم از جنازه دور می کنند و با خود می برند.»

اين روزنامه نگار که چندين بار به دليل تاثر زياد مجبور به قطع تلفن شد گفت که ضرب و شتم لباس شخصی ها شوک آور بود.

درگیری در مراسم خاکسپاری عزت الله سحابی

عزت‌الله سحابی، عضو شورای انقلاب و رييس سازمان برنامه و بودجه در دولت موقت، در دوران پيش و پس از انقلاب اسلامی در ايران، نزديک به ۱۵ سال را در زندان گذرانده بود و بامداد سه‌ شنبه، در سن ۸۱ سالگی در تهران درگذشت.

مراسم خاکسپاری اين فعال ملی- مذهبی روز چهارشنبه با درگيری هايی ميان شرکت کنندگان و نيروهای امنيتی همراه شد.

در حالی ‌که خانواده عزت‌الله سحابی زمان آغاز مراسم تشييع جنازه را ساعت هشت و نيم بامداد اعلام کرده بودند، به گفته علی اکبر معين‌فر، وزير نفت دولت موقت و از دوستان آقای سحابی، با فشار نيروهای امنيتی مراسم خاکسپاری زودتر انجام شده و تلاش مأموران برای پراکنده کردن جمعيتی که بعدتر حاضر شده‌اند، برخوردهايی را در پی داشته است.

آقای معين‌فر به راديو فردا می‌گويد مراسم خاکسپاری «بنابر اصراری که بوده  به جای ساعت هشت ‌ونيم، يعنی ساعت اعلام‌شده، حدود ساعت شش ‌و نيم برگزار شده و «جمعيت زيادی» که در موعد اعلام‌ شده رسيده بودند «سرگردان شده‌اند.»

به گفته آقای معين‌فر،درگيری‌هايی نيز در محل قبرستان روی داده است. او می ‌گويد: «مثل اينکه علاقه‌مند بودند اين موضوع به سادگی برگزار نشود و حتما عملی انجام بدهند که به ضرر خودشان باشد.»

هاله سحابی که از فعالان حقوق زنان وعضو گروه مادران صلح ايران بود در مردادماه سال ۱۳۸۸ در تجمعی در ميدان بهارستان تهران از سوی ماموران لباس شخصی بازداشت شده بود.

بر اساس گزارش های منتشره، در جريان بازداشت وی ماموران با باتوم سر او را شکافته بودند و سپس او را سوار خودرو کرده بودند.

خانم سحابی در همان سال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق «حضور مکرر در تجمعات غير قانونی و اخلال در نظم عمومی» در مجموع به دو سال حبس و پرداخت مبلغ سيصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شده بود.

Wednesday, 25 May 2011

این سه عامل رژیم در مراسم تشییع جنازه ناصر حجازی را شناسایی کنید


این سه عامل رژیم را شناسایی و معرفی کنید تا دیگر این سگ صفتان جرات آمدن به میان مردم را نداشته باشند.
VVVفیلم اصلی را می توانید از اینجا ببینید (دقیقه ی 1:40) ما بیشماریمVVV









استقبال میلیونی (1۰ نفره) از سخنرانی (محسن رضایی) در مشهد! (عکس)


این است نتیجه ی پشت کردن به رای ملت و دست بوسی از دیکتاتور
با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی، شاهد افزایش سخنرانی و میتینگ های سیاسی افراد و جریانات مختلف سیاسی در کشور می باشیم.
بنابر اخبار رسیده به پایگاه 598، جلسه سخنرانی محسن رضایی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام) شب گذشته در مسجد امام صادق(ع) مشهد برگزار گردید.
لازم به ذکر است که به دلیل عدم استقبال مردم مشهد از این سخنرانی محسن رضایی 15 دقیقه بیشتر به ایراد سخنرانی نپرداختند.

Tuesday, 24 May 2011

مصاحبه جنجالی ناصر حجازی در جولای ۲۰۱۰ Naser Hejazi Iran


مصاحبه جنجالی ناصر حجازی در جولای ۲۰۱۰ Naser Hejazi Iran

ترس و آشفتگی رژیم از مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی

گزارش خبرنگار ما از تهران: چند ساعت پس از درگذشت ناصرحجازی عده زیادی از هواداران او در مقابل منزلش حاضر شدند. ترس حکومت از افزایش جمعیت سبب شد تا دست به دامن علی فتح الله زاده سرپرست باشگاه استقلال شوند. او با وجود اینکه خود تازه مادرش را از دست داده بود به اجبار در بین مردم در محله شمس آباد حاضر شد و از آنان خواست نظم را رعايت كنيد و خودشان پليس خودشان باشند و نگذارند مراسم بي‌نظم شود. او از آنان خواست ازدحام نکنند و متفرق شوند. تا پیش از این آتیلا حجازی فرزند ناصر حجازی خبر داده بود که پیکر پدر روز سه شنبه از بیمارستان کسری به استادیوم آزادی منتقل و از آنجا به آرامگاهی در امامزاده پنج تن لویزان تهران تشییع می شود.
آتیلا حجازی این برنامه را به مردم اعلام کرد. اما ساعاتی بعد از طریق برخی مسئولین در فدراسیون فوتبال به او هشدار دادند که نیروهای امنیتی با مراسم تشییع از استادیوم آزادی تا لویزان موافقت نکرده اند. شوک بزرگی بود که به خانواده حجازی وارد شد. پس از ساعاتی برنامه آنها تغییر پیدا کرد و تصمیم گرفتند صبح روز چهارشنبه از استادیوم امجدیه (شیرودی) پیکر ناصر حجازی را تا لویزان تشییع کنند. بار دیگر به مردم اعلام شد چهارشنبه ساعت 7 صبح از بيمارستان كسري پيكر ناصر حجازي به امجدیه منتقل مي‎شود. حتی خبرگزاری ایسنا نوشت: «وداع با حجازي، چهارشنبه 9 صبح در ورزشگاه شيرودي»
تنها ساعاتی بعد بود که کل قضایا تغییر پیدا کرد. ترس حکومت از سرازیر شدن آزادیخواهان در مراسم حجازی سبب شد تا به طور کل با دفن پیکر او در لویزان مخالفت شود و دستور دادند تا در روز چهارشنبه او را به بهشت زهرا منتقل کنند. بار دیگر ایسنا خبر داد که پیکر مرحوم حجازی با بدرقه‌ آحاد مردم درقطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده می شود!
در نهایت فشار بر خانواده حجازی باعث شد تا آنان بی آنکه بتواند برای دفن او تصمیم بگیرند پیکرش را به محلی که حکومت برای وی ترتیب داده منتقل کنند.
پس از آن که با آغاز مراسم تشییع پیکر مرحوم حجازی در ورزشگاه شیرودی مخالفت شد، بر اساس تصمیم اتخاذ شده از سوی نیروهای امنیتی مراسم تشییع ناصر حجازی از ساعت 8:30 صبح روز چهارشنبه 4 خرداد از استادیوم آزادی آغاز و از آنجا به قطعه نام‌آوران بهشت زهرا برده شده و به خاک سپرده می شود.
خانواده مرحوم حجازی جهت سهولت در رفت و آمد اهالی فوتبال تدارک چندین دستگاه اتوبوس دیده‌اند که این اتوبوس‌ها در اطراف بیمارستان کسری آماده‌ سرویس‌دهی به مردم خواهند بود.

گزارش دوم

امروز در مقابل درب ورودی ورزشگاه امجدیه نوشته شد بود مراسم تشییع پیکر ناصرحجازی صبح فردا از استادیوم آزادی صورت می گیرد. شایعه شده است که سیدحسن خمینی، نوه روح الله خمینی که در گذشته نیز بربالین حجازی رفته و از او عیادت کرده بود درخواست کرده تا در کنار پیکر او نماز بخواند. از این رو خبر رسیده که شاید پیکر ناصر حجازی جهت انجام اعمال غسل و کفن به جماران برده شود!
از سوی دیگر فشار بر خانواده حجازی هر لحظه بیشتر می شود. چرا که مراسمی که قرار بود صبح فردا راس ساعت 8:30 آغاز شود به ساعت 9 موکول شد.
بی برنامگی و آشفتگی حکومت و ترس از حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری ناصر حجازی مهمترین بحث محافل سیاسی و ورزشی است که با اعتراض خانواده او روبرو شده است.

انعکاس فوت ناصر حجازی در تمامی روزنامه ها جز «کیهان»

خبر فوت ناصر حجازی در تمامی روزنامه های صبح به جز «کیهان» انعکاس یافت. برخی از تیترها به طور مشخص و تلویحی سیاسی بود.
روزنامه گل: عقاب از شهر کلاغ ها پرید
۹۰: راحت شدی، خسته عاصی
خبر ورزشی: عقاب از قفس پرید
شرق: حجازی رفت، اسطوره ماند
روزگار: خداحافظ آقای اعتراض
حتی روزنامه ایران در تیتر «وداع با اسطوره فوتبال، فردا در آزادی» و روزنامه رسالت وابسته به حزب موتلفه اسلامی در تیتر «این داستان مردی است که کرنش بلد نبود» از او یاد کردند.

Saturday, 7 May 2011

قتل وحشیانه سینا آرامی, شهید گمنام سبز



من(مهران.م دوست صمیمی شهید) یکی از دوستان بسیار بسیار نزدیک سینا آرامی هستم. من و سینا برای سخنرانی خاتمی به حسینیه جماران رفته بودیم که با نیمه کاره ماندن سخنرانی و حمله وحشیانه بسیجی ها به حسینیه و شکستن شیشه ها و ضرب و شتم مردم توسط بسیجی ها سینا در صدد فیلم برداری از صحنه بر آمد که مورد توجه بسیجی ها قرار گرفت ک...ه پس از کتک زدن سینا با باتوم او را به یک ون انتقال دادند. فردای آن روز یعنی روز عاشورا خبر فوت سینا به خانواده اش داده میشود و به آنها گفته میشود چنانچه این ماجرا رسانه ای شود فرزند دیگر آنها را خواهند کشت که همین باعث ترس و سکوت خانواده شان میشود و از دادگاهی کردن پرونده فرزندشان خودداری میکنند. از طرفی عمق این فاجعه به حدی بود که مردم لنگرود گیلان تحت تاثیر قرار گرفته و خواستار قصاص قاتل سینا شدند که بسیجی ها از ترس افزایش اعتراضات محل سکونت خانواده وی را به اجبار از لنگرود به کرج انتقال دادند. این رژیم هر کاری را برای خفه نگهداشتن مردم انجام داده است چه برسد به خانواده این شهید ... احتمال اذیت و آزار خانواده و دوستان وی توسط رژیم هست و امیدوارم مرا درک کنید. و اگر من به افشا این شهید گمنام پرداختم به خاطر دوستی نزدیکیست که با هم داشتیم و سکوتم باعث عذاب وجدانم میشد. زمانی که من برای تدفین سینا به وادی لنگرود رفتم آثار ضربه باتوم به سر دیده میشد و همچنین شلاق با کابل نیز مشهود بود و کنده شدن ناخن های دست و پا نیز معلوم بود و سوراخ هاهی مانند سوراخ مته در استخوان های سینا مشخص بود و از همه وحشتناک تر خالی شدن شکم وی که به دلیل شلیک گلوله از پهلوی راست و خروج آن از پهلوی چپ بود. خواهشا با اعلام و رسانه ای شدن این شهید ماهیت رژیم تشنه به خون جوانان بیدار ما را آشکار کنید تا همه بفهمند که رهبری که ادعای حکومت علی را دارد حتی دادگاهی برای گرفتن حق این شهید برگذار نمیشود . و تنها دلیلم برای انتخاب سایت شما پر بیننده بودن و اهمیت دادن به ایمیل خوانندگانتان میباشد و مطمئن هستم که شما خون این شهید گمنام سبز را پایمال نمیکنید..